تولید و فروش تخصصی انواع پیچ، مهره، استاد بولت، و واشر

صنایع پیچ و مهره پایا در سال 1374 با هدف تولید روزه  External  به روش رولینگ شروع به کار نمود. تا آن زمان در داخل کشور رزوه پیچ­ها اکثرا به صورت براده برداری توسط حدیده و یا تراشکاری تولید می ­شد. صنایع پیچ و مهره پایا یکی از پیشگامان تولید رزوه با روش رولنیگ در کشور به شمار می ­آید. عمده فعالیت این مجموعه در زمینه تولید انواع استاد بولت، انکر بولت، پیچ، مهره، واشر، و اجزاء قیدوبستی می­ باشد.
با توجه به تنوع بسیار زیاد پیچ و مهره و عدم توجیه اقتصادی در زمینه تولید اقلام کم مصرف در داخل کشور، تامین نیاز مشتریان برای این گونه درخواست­ها از سال 1385 هدف گذاری شد. درحال حاضر این مجموعه قادر به تولید و تامین انواع پیچ و مهره از سایز 2mm الی 120mm و یا  (1/16 الی  “4 ) می­باشد.

کنترل کیفی محصولات تولیدی در صنایع پیچ و مهره پایا

تمامی فرآیند تولید و یا تامین در مجموعه پایا توسط کارشناسان واحد کنترل کیفی بازرسی شده تا از انطباق محصول با استاندارد مربوطه اطمینان حاصل گردد. جهت اطمینان خاطر مشتریان، قطعات قبل از تحویل، توسط خریدار یا بازرس شخص ثالث نمونه گیری شده و جهت انجام تستهای مربوطه به آزمایشگاه­ های معتبر کشور نظیر آزمایشگاه متالورژی رازی، امیر کبیر، و یا شریف  ارسال می­ گردد.

صنایع پیچ و مهره پایا با بیش از دو دهه فعالیت در زمینه تولید و تامین انواع پیچ و مهره همواره تلاش نموده تا با بکارگیری تیم فنی مهندسی مجرب و تولید با کیفیت  میزان رضایت مشتریان خود را افزایش دهد.

تولید و فروش تخصصی انواع پیچ، مهره، استاد بولت، و واشر

اطلاعات فنی درباره پیچ و مهره ها را می توانید از طریق لینک های زیر ببینید

تاریخچه پیچ و رزوه استاندارد

استاد بولت در اتصال فلنج ها

نامگذاری صحیح پیچ و مهره

گرید و کلاس پیچ و مهره ها

گشتاور مناسب پیچ ها

 

ارزشهاي مشاوره گروهي

ارزشهاي مشاوره گروهي

مشاوره گروهي عبارت از عرضه تجارب سازشي و تكاملي متعارف در گروه است . تمركز مشاوره گروهي بر ياوري مراجع براي مقابله با مسائل سازشي تكاملي روزمره است. از جمله اينكه گروه ممكن است برای اصلاح رفتار ، سبک رابطه با ديگران ،‌مسائل مربوط به جنس مخالف ، ارزشها، نگرشها و بلاخره اتخاذ تصميمات شغلي [1]، متمركز باشد . گزدا [2] (1984)معتقد است كه مشاوره گروهي مي تواند توام با رشد باشد ، زيرا شوق و انگيزه مشاركت گروهي ، تغييراتي را فراهم مي كند كه معطوف به مصالح مراجع است . از طرف ديگر، مشاوره گروهي براي كساني درمانی است كه قادرند با كمك مداخله مشاوره اي ، مارپيچ «رفتار خود شكن»[3] را معكوس كنند (گيبسون ميشل[4] ، 1990 ؛ به نقل از مكنتي 1384).

مشاوره گروهي غیر از يك ورزش تيمي است . هدف آن داشتن يك گروه پيروز مند هم نيست . آماج مشاوره گروهي ، رسيدن به اهداف ، ارضاي نيازها و ايجاد تجاربي است كه براي تك تك اعضاء تشكيل دهنده گروه ، با ارزش است . برخي از امكاناتي كه مشاوره گروهي براي اعضاء فراهم مي كند از اين قرار است (گيبسون ميشل ، 1990 به نقل از مكنتي 1384).

1) كاوش در زمينه مشكلات ، نگراني ها و نيازهاي سازشي و تكاملي فرد ، كه با پشتيباني يك گروه حمايتي انجام مي پذيرد. گروه مي تواند يك محيط اجتماعي واقع بينانه فراهم كند ، محيطي كه مراجع در آن مي تواند به تعامل با همتایانی  بپردازد كه نه فقط ممكن است مشكلات يا نگرانيهاي او را درك كنند ، بلكه در بسياري از موارد در نگرانيهاي همسان و مشابهي گرفتارند نيز سهيم شوند.

2) مشاوره گروهي براي مراجع امكان كسب بصيرت نسبت به احساسات و رفتار خود را فراهم مي كند . وقتي مراجع بر اثر تعامل با اعضاي گروه مشاهده ، نسبت به رفتار و احساسات خود بصيرت تازه اي پيدا مي كند ، «مفهوم نفس[5]» او از اين بصيرت ، تاثير مي پذيرد. ارزش تغييرات مثبتي كه بر اثر بصيرتهاي ناشي از تجارب مشاوره گروهي در «خود پنداره» پيدا مي شود ، با توجه به نفوذ گسترده «خود پنداره» بر سازگاري شخصي – اجتماعي و تصميمات تحصيلي و شغلي ، ملموس و آشكار مي گردد.

3) مشاوره گروهي براي مراجع فرصت برقراري روابط مثبت و طبيعي با ديگران را فراهم ميكند. روابط شخصي اعضاء در مشاوره گروهي ، يك فرصت عالي و مستمر را براي محك زدن روابط بين الاشخاصي و كسب مهارت در اين روابط فراهم مي كند . از جمله دستاوردهاي آن ، حساسيت نسبت به نيازها و احساسات ديگران است . مشاوره گروهي فرصتي براي درك رفتار خود با ديگران است.

4) مشاوره گروهي فرصتي است براي كسب مسئوليت نسبت به خود و ديگران را فراهم ميكند، عضو مشاوره گروهي شدن ، دلالت بر قبول مسئوليت دارد و ….

[1] .Career

[2] .Gezda

[3] . Self – defeating

[4] . Gibsone mishel

[5] . Proprium

نظریه اندیشمندان تحليل رفتار متقابل

الگوي حالات نفساني

اريك برن به سه نوع حالت نفساني اعتقاد دارد كه آنها را تحت عنوان «حالتهاي من» معرفي مي‌كند. حالتهاي من سه‌گانة او عبارتند از:‌«حالت من والديني» «حالت من بالغ» و «حالت من كودكي». به نظر برن حالتهاي من نقش نيستند، بلكه واقعيتهاي رواني هستندآنها پديده‌هاي طبيعي وابسته به فيزيولوژي هستند و مغز انسان است كه سازمان دهندة زندگي رواني است و توليدات آن به شكل حالتهاي «من» سازماندهي و اندوخته مي‌شود. هر يك از اين حالتها براي ارگانيزم انسان ارزش حياتي خاص خود را دارد. تحليل ساختي اين فرض را پيشنهاد مي‌كند كه حالات من را مي‌توان طبقه‌بندي و روشن كرد و در مورد بيماران رواني چنين شيوه‌ي عملي خوب و قابل اعمال است. در واقع اين نظريه اعتقاد دارد كه نظامهاي ‌مختلف شخصيت، درست همانند اعضاي مختلف مغز و بدن به محركهاي گوناگون واكنش‌هاي متفاوت نشان ميدهند. در حقيقت، هر يك از اين نظامها محيط را به تبع وظيفه‌شان به نحو متفاوتي درك مي‌كنند و سپس به اين محركها واكنش مناسبي نشان ميدهند. همچنين اين سه جنبة شخصيت نسبت به يكديگر هم واكنش نشان ميدهند و تأثيرات مثبت و منفي زيادي بر يكديگر مي‌گذارند. رشد رواني از همان سالهاي اولية زندگي كودك شروع مي‌شود، كودك به شدت تحت تأثير محيط اجتماعي است و شخصيت او به نحو خاصي سازمان مي‌يابد. طبق نظريه تحليل تبادلي چگونگي تشكيل و تكامل حالات مختلف شخصيت كودك بدين شرح است (برن، ترجمة قراچه‌داغي، 1370).

حالت من كودكي: حالت من كودكي مجموعه‌اي از احساسات، نگرشها و طرحهاي رفتاري است كه بقايايي از دوران كودكي خود فرد هستند. حوادث دروني، يعني پاسخهاي كودك به آنچه كه مي‌بيند و مي‌شنود و نيز تأثيرات كودك از والدينش در حالت من كودكي او ثبت و ضبط مي‌شوند. چون كودك در سنين اوليه زندگي فاقد قوه گويايي است، اكثر عكس‌العملها يش در تبادل اعمال ديگران به صورت احساسات تظاهر مي‌كند. در اين دوره كودك كوچك است، وابسته است و براي نيل به مقاصدش قادر به سخن گفتن نيست. از سويي كودك ذاتاً مي‌خواهد كه با شلوغي و سر و صدا و حركت خواسته‌هايش را برآورده كند و احساساتش را بروز دهد. از طرف ديگر عوامل محيطي، خصوصاً والدين از او مي‌خواهند از اين فعاليتها چشم‌پوشي كند و رضايت آنها را تأمين كند. چنين كسب رضايتي براي كودك خردسال به معمايي بدل مي‌شود و او هيچ‌گاه نمي‌تواند به ارتباط بين علت و معلول پي ببرد. ماحصل چنين عملي براي كودك چيزي جز احساسات منفي نخواهد بود به همين مناسبت كه كودك خردسال نتيجه مي‌گيرد كه من خوب نيستم و چنين خاطره‌اي در مغزش ثبت مي‌شود و به سادگي زدوده نخواهد شد. هر فردي ممكن است در لحظه‌اي از زندگيش به حالت «من كودكي» منتقل شود البته در حالت «من كودكي» اطلاعات مثبت زيادي وجود دارد كه خلاقيت، كنجكاوي علاقه به دانستن، اصرار به تجربه كردن و احساس كردن از خصوصيات آن است و كودك بر آن اساس واكنش نشان مي‌دهد.

حالت من والديني: حالت من والديني مجموعه‌اي از احساسات و نگرشها و طرحهاي رفتاري است كه ويژگيهاي مشابه همين در والدين هم وجود دارد. و شامل مجموعة انبوهي از وقايع خارجي و تحميلي غيرقابل سؤال در مغز است كه توسط فرد در خلال سالها اوليه زندگيش حاصل شده است و معمولاً پنج سال اوليه زندگي را در بر مي‌گيرد. اين حالت من را بدان دليل والديني مي‌گويند كه بر اثر مشاهدة رفتار و اعمال والدين و منعكس كردن آنها در شخصيت حاصل مي‌آيد. از اين رو اگر والدين همواره با يكديگر در حال جنگ و نزاع باشند، كودك نيز اين حالت را در خود ثبت خواهد كرد. و در واقع كودك تمام نصيحت گوييها، قوانين و مقرراتي را كه از والدينش شنيده و يا ديده است، در اين قسمت ثبت و ضبط مي‌كند. بدون وجود دخالت من والديني حالت  من كودكي خواهد مرد و از اين رو حالت من والديني نجات ‌بخش زندگي است. از خصوصيات ديگر حالت من والديني آن است كه چيزي مي‌گويد و به چيز ديگري عمل مي‌كند. حالت من والديني دو وظيفه برعهده دارد:‌ اول آنكه فرد را قادر مي‌كند تا به نحو مؤثري در مقام پدر يا مادر كودكان واقعي عمل كند و از اين رو موجب بقاي نسل انسان مي‌گردد و ارزش آن از اين لحاظ بوسيلة پرورش كودكان به خوبي نشان داده شده است و به نظر مي‌رسد افرادي كه در كودكي يتيم شده‌اند مشكلات بيشتري داشته باشند تا بچه‌هايي كه تا سنين نوجواني در خانواده‌هاي از هم پاشيده نشده بزرگ شده‌اند. ثانياً اين حالت من پاسخهاي زيادي را به حالت خودكار در مي‌آورد و اين عمل تا حدود زيادي از اتلاف وقت و انرژي جلوگيري مي‌كند.

حالت من بالغ: اين حالت من بوسيلة مجموعه‌اي از احساسات، نگرشها و طرحهاي رفتاري خود مختار مستقل توصيف مي‌شود كه با واقعيت موجود منطبق و هماهنگي دارند و در واقع وظيفه اصلي من بالغ منظم كردن فعاليتهاي من كودكي و من والديني و واسطه شدن عيني ميان آنهاست. شروع واقعي من بالغ در سن ده ماهگي مي‌باشد كه در چنين سني كودك درمي‌يابد كه با توجه به تفكر و آگاهي خودش مي‌تواند كاري را انجام دهد. اين تحقيق خود آغازي براي شروع حالت من بالغ به شمار مي‌رود كودك در اين مرحله درصدد است كه شخصاً موفق شود تفاوتهاي بين حالات آموخته شده قبلي را با آنچه كه واقعي است و اكنون تجربه مي‌كند، تشخيص دهد. حالت من بالغ با حالت من والديني كه اصولاً قضاوت كننده و تقليد گراست تفاوت دارد. و با حالت من كودكي كه بر اساس تفكرات غير‌منطقي عمل مي‌كند نيز مغاير است، حالت من بالغ همانند كامپيوتري است كه اطلاعات حاصله از سه منبع يعني من والديني، من كودكي و خود من بالغ را جمع آوري كرده و آنها را مورد بررسي قرار ميدهد تا معلوم شود كه آيا هنوز هم معتبر و علمي هستند يا نه، در نتيجه آنها را مي‌پذيرد يا رد مي‌كند.

همة اين سه جنبة شخصيت ارزش زيادي براي زندگي و بقا دارند و تجزيه و تحليل و سازماندهي مجدد زماني ضرورت مي‌يابد كه يكي از آنها تعادل سالم را به هم مي‌زند. در غير اين صورت، به هر يك از آنها يكسان توجه و احترام مي‌شود و هر يك در يك زندگي كامل و ثمربخش جاي معقول و مناسب خويش را دارد.