%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d9%87-%da%a9%d9%86%da%a9%d9%88%d8%b1-10

ارزشهای مشاوره گروهی

ارزشهای مشاوره گروهی

مشاوره گروهی عبارت از عرضه تجارب سازشی و تکاملی متعارف در گروه است . تمرکز مشاوره گروهی بر یاوری مراجع برای مقابله با مسائل سازشی تکاملی روزمره است. از جمله اینکه گروه ممکن است برای اصلاح رفتار ، سبک رابطه با دیگران ،‌مسائل مربوط به جنس مخالف ، ارزشها، نگرشها و بلاخره اتخاذ تصمیمات شغلی [۱]، متمرکز باشد . گزدا [۲] (۱۹۸۴)معتقد است که مشاوره گروهی می تواند توام با رشد باشد ، زیرا شوق و انگیزه مشارکت گروهی ، تغییراتی را فراهم می کند که معطوف به مصالح مراجع است . از طرف دیگر، مشاوره گروهی برای کسانی درمانی است که قادرند با کمک مداخله مشاوره ای ، مارپیچ «رفتار خود شکن»[۳] را معکوس کنند (گیبسون میشل[۴] ، ۱۹۹۰ ؛ به نقل از مکنتی ۱۳۸۴).

مشاوره گروهی غیر از یک ورزش تیمی است . هدف آن داشتن یک گروه پیروز مند هم نیست . آماج مشاوره گروهی ، رسیدن به اهداف ، ارضای نیازها و ایجاد تجاربی است که برای تک تک اعضاء تشکیل دهنده گروه ، با ارزش است . برخی از امکاناتی که مشاوره گروهی برای اعضاء فراهم می کند از این قرار است (گیبسون میشل ، ۱۹۹۰ به نقل از مکنتی ۱۳۸۴).

۱) کاوش در زمینه مشکلات ، نگرانی ها و نیازهای سازشی و تکاملی فرد ، که با پشتیبانی یک گروه حمایتی انجام می پذیرد. گروه می تواند یک محیط اجتماعی واقع بینانه فراهم کند ، محیطی که مراجع در آن می تواند به تعامل با همتایانی  بپردازد که نه فقط ممکن است مشکلات یا نگرانیهای او را درک کنند ، بلکه در بسیاری از موارد در نگرانیهای همسان و مشابهی گرفتارند نیز سهیم شوند.

۲) مشاوره گروهی برای مراجع امکان کسب بصیرت نسبت به احساسات و رفتار خود را فراهم می کند . وقتی مراجع بر اثر تعامل با اعضای گروه مشاهده ، نسبت به رفتار و احساسات خود بصیرت تازه ای پیدا می کند ، «مفهوم نفس[۵]» او از این بصیرت ، تاثیر می پذیرد. ارزش تغییرات مثبتی که بر اثر بصیرتهای ناشی از تجارب مشاوره گروهی در «خود پنداره» پیدا می شود ، با توجه به نفوذ گسترده «خود پنداره» بر سازگاری شخصی – اجتماعی و تصمیمات تحصیلی و شغلی ، ملموس و آشکار می گردد.

۳) مشاوره گروهی برای مراجع فرصت برقراری روابط مثبت و طبیعی با دیگران را فراهم میکند. روابط شخصی اعضاء در مشاوره گروهی ، یک فرصت عالی و مستمر را برای محک زدن روابط بین الاشخاصی و کسب مهارت در این روابط فراهم می کند . از جمله دستاوردهای آن ، حساسیت نسبت به نیازها و احساسات دیگران است . مشاوره گروهی فرصتی برای درک رفتار خود با دیگران است.

۴) مشاوره گروهی فرصتی است برای کسب مسئولیت نسبت به خود و دیگران را فراهم میکند، عضو مشاوره گروهی شدن ، دلالت بر قبول مسئولیت دارد و ….

[۱] .Career

[۲] .Gezda

[۳] . Self – defeating

[۴] . Gibsone mishel

[۵] . Proprium

%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d9%87-%da%a9%d9%86%da%a9%d9%88%d8%b1-12

نظریه اندیشمندان تحلیل رفتار متقابل

الگوی حالات نفسانی

اریک برن به سه نوع حالت نفسانی اعتقاد دارد که آنها را تحت عنوان «حالتهای من» معرفی می‌کند. حالتهای من سه‌گانه او عبارتند از:‌«حالت من والدینی» «حالت من بالغ» و «حالت من کودکی». به نظر برن حالتهای من نقش نیستند، بلکه واقعیتهای روانی هستندآنها پدیده‌های طبیعی وابسته به فیزیولوژی هستند و مغز انسان است که سازمان دهنده زندگی روانی است و تولیدات آن به شکل حالتهای «من» سازماندهی و اندوخته می‌شود. هر یک از این حالتها برای ارگانیزم انسان ارزش حیاتی خاص خود را دارد. تحلیل ساختی این فرض را پیشنهاد می‌کند که حالات من را می‌توان طبقه‌بندی و روشن کرد و در مورد بیماران روانی چنین شیوه‌ی عملی خوب و قابل اعمال است. در واقع این نظریه اعتقاد دارد که نظامهای ‌مختلف شخصیت، درست همانند اعضای مختلف مغز و بدن به محرکهای گوناگون واکنش‌های متفاوت نشان میدهند. در حقیقت، هر یک از این نظامها محیط را به تبع وظیفه‌شان به نحو متفاوتی درک می‌کنند و سپس به این محرکها واکنش مناسبی نشان میدهند. همچنین این سه جنبه شخصیت نسبت به یکدیگر هم واکنش نشان میدهند و تأثیرات مثبت و منفی زیادی بر یکدیگر می‌گذارند. رشد روانی از همان سالهای اولیه زندگی کودک شروع می‌شود، کودک به شدت تحت تأثیر محیط اجتماعی است و شخصیت او به نحو خاصی سازمان می‌یابد. طبق نظریه تحلیل تبادلی چگونگی تشکیل و تکامل حالات مختلف شخصیت کودک بدین شرح است (برن، ترجمه قراچه‌داغی، ۱۳۷۰).

حالت من کودکی: حالت من کودکی مجموعه‌ای از احساسات، نگرشها و طرحهای رفتاری است که بقایایی از دوران کودکی خود فرد هستند. حوادث درونی، یعنی پاسخهای کودک به آنچه که می‌بیند و می‌شنود و نیز تأثیرات کودک از والدینش در حالت من کودکی او ثبت و ضبط می‌شوند. چون کودک در سنین اولیه زندگی فاقد قوه گویایی است، اکثر عکس‌العملها یش در تبادل اعمال دیگران به صورت احساسات تظاهر می‌کند. در این دوره کودک کوچک است، وابسته است و برای نیل به مقاصدش قادر به سخن گفتن نیست. از سویی کودک ذاتاً می‌خواهد که با شلوغی و سر و صدا و حرکت خواسته‌هایش را برآورده کند و احساساتش را بروز دهد. از طرف دیگر عوامل محیطی، خصوصاً والدین از او می‌خواهند از این فعالیتها چشم‌پوشی کند و رضایت آنها را تأمین کند. چنین کسب رضایتی برای کودک خردسال به معمایی بدل می‌شود و او هیچ‌گاه نمی‌تواند به ارتباط بین علت و معلول پی ببرد. ماحصل چنین عملی برای کودک چیزی جز احساسات منفی نخواهد بود به همین مناسبت که کودک خردسال نتیجه می‌گیرد که من خوب نیستم و چنین خاطره‌ای در مغزش ثبت می‌شود و به سادگی زدوده نخواهد شد. هر فردی ممکن است در لحظه‌ای از زندگیش به حالت «من کودکی» منتقل شود البته در حالت «من کودکی» اطلاعات مثبت زیادی وجود دارد که خلاقیت، کنجکاوی علاقه به دانستن، اصرار به تجربه کردن و احساس کردن از خصوصیات آن است و کودک بر آن اساس واکنش نشان می‌دهد.

حالت من والدینی: حالت من والدینی مجموعه‌ای از احساسات و نگرشها و طرحهای رفتاری است که ویژگیهای مشابه همین در والدین هم وجود دارد. و شامل مجموعه انبوهی از وقایع خارجی و تحمیلی غیرقابل سؤال در مغز است که توسط فرد در خلال سالها اولیه زندگیش حاصل شده است و معمولاً پنج سال اولیه زندگی را در بر می‌گیرد. این حالت من را بدان دلیل والدینی می‌گویند که بر اثر مشاهده رفتار و اعمال والدین و منعکس کردن آنها در شخصیت حاصل می‌آید. از این رو اگر والدین همواره با یکدیگر در حال جنگ و نزاع باشند، کودک نیز این حالت را در خود ثبت خواهد کرد. و در واقع کودک تمام نصیحت گوییها، قوانین و مقرراتی را که از والدینش شنیده و یا دیده است، در این قسمت ثبت و ضبط می‌کند. بدون وجود دخالت من والدینی حالت  من کودکی خواهد مرد و از این رو حالت من والدینی نجات ‌بخش زندگی است. از خصوصیات دیگر حالت من والدینی آن است که چیزی می‌گوید و به چیز دیگری عمل می‌کند. حالت من والدینی دو وظیفه برعهده دارد:‌ اول آنکه فرد را قادر می‌کند تا به نحو مؤثری در مقام پدر یا مادر کودکان واقعی عمل کند و از این رو موجب بقای نسل انسان می‌گردد و ارزش آن از این لحاظ بوسیله پرورش کودکان به خوبی نشان داده شده است و به نظر می‌رسد افرادی که در کودکی یتیم شده‌اند مشکلات بیشتری داشته باشند تا بچه‌هایی که تا سنین نوجوانی در خانواده‌های از هم پاشیده نشده بزرگ شده‌اند. ثانیاً این حالت من پاسخهای زیادی را به حالت خودکار در می‌آورد و این عمل تا حدود زیادی از اتلاف وقت و انرژی جلوگیری می‌کند.

حالت من بالغ: این حالت من بوسیله مجموعه‌ای از احساسات، نگرشها و طرحهای رفتاری خود مختار مستقل توصیف می‌شود که با واقعیت موجود منطبق و هماهنگی دارند و در واقع وظیفه اصلی من بالغ منظم کردن فعالیتهای من کودکی و من والدینی و واسطه شدن عینی میان آنهاست. شروع واقعی من بالغ در سن ده ماهگی می‌باشد که در چنین سنی کودک درمی‌یابد که با توجه به تفکر و آگاهی خودش می‌تواند کاری را انجام دهد. این تحقیق خود آغازی برای شروع حالت من بالغ به شمار می‌رود کودک در این مرحله درصدد است که شخصاً موفق شود تفاوتهای بین حالات آموخته شده قبلی را با آنچه که واقعی است و اکنون تجربه می‌کند، تشخیص دهد. حالت من بالغ با حالت من والدینی که اصولاً قضاوت کننده و تقلید گراست تفاوت دارد. و با حالت من کودکی که بر اساس تفکرات غیر‌منطقی عمل می‌کند نیز مغایر است، حالت من بالغ همانند کامپیوتری است که اطلاعات حاصله از سه منبع یعنی من والدینی، من کودکی و خود من بالغ را جمع آوری کرده و آنها را مورد بررسی قرار میدهد تا معلوم شود که آیا هنوز هم معتبر و علمی هستند یا نه، در نتیجه آنها را می‌پذیرد یا رد می‌کند.

همه این سه جنبه شخصیت ارزش زیادی برای زندگی و بقا دارند و تجزیه و تحلیل و سازماندهی مجدد زمانی ضرورت می‌یابد که یکی از آنها تعادل سالم را به هم می‌زند. در غیر این صورت، به هر یک از آنها یکسان توجه و احترام می‌شود و هر یک در یک زندگی کامل و ثمربخش جای معقول و مناسب خویش را دارد.