مشاوره با استفاده از روانكاوي و رشد عزت نفس :

مشاوره با استفاده از روانكاوي و رشد عزت نفس :

مشاوران طرفدار روانكاوي Dsychoanulytic اغلب در جستجوي براي علت هاي احتمالي نشانه ها و مشكلات درمان جويان خود كه آنان را به شماوره كشانده اند مي كوشند رويدادهاي واپس رانده و آسيب زاي زندگي ايشان را كشف كنند.مشاوران اغلب چندين مسئله را به عنوان علت هاي آسيب ديدگي خود، پايين بودن عزت نفس و اختلال هاي اضطراب درمان جويان خود مورد كاوش قرار مي دهند، اما چيزهايي نيز وجود داردكه مي توانند از ديد مشاوران پنهان بمانند، مثل آثار ويرانگر انبوه انتقادهاي منفي بر عزت نفس بعضي كودكان كهدر سرتاسر سالهاي رشدشان با آنها مواجه مي شوند .

از آنجا كه چنين رفتارهاي اطرافيان كودك از لحاظ قانوني بدرفتاري يا اذيت محسوب و چون در هر بار در حدي اندك صورت مي گيرد اغلب به انها توجه نمي شود و مورد بررسي قرار نمي گيرد در نتيجه آنچه ما ارائه مي دهيم دو نوع ارزشيابي از نحوه توجه خانواده و در حدي وسيع تر مدرسه از وضعيت عزت نفس كودك بهداشت رواني و ديگر نيازهاي شخصي اوست.

سايمون(1988) شش شرط را براي تربيت و حفظ عزت نفس و بهداشت رواني در كودكان و بزرگسالان نام مي برد. عزت نفس را بايد يك دستاورد جنبي فعاليت هاي سازنده در روابطمان به شمار آوريم . عزت نفس يك هدف نيست كه بتوان آن را از طريق فعايت هايي براي خود باوري يا تقويت خويش به دست آورد برنامه هايي كه براي ايجاد عزت نفس طرح ريزي مي شوند در صورتي كه خود افراد گام هايي براي بهبود كارايي يا بارآوري روابطشان برندارند معمولا مثمر واقع نخواهند شد به اعتقاد فرويد   عشق و تلاش رمز برخورداري از سلامت رواني محسوب مي شوند كليد برخورداري كودكان از سلامت رواني تلاش آنان در مدرسه و روابطشان با خانواده همسالان و ديگر افراد صاحب نفوذ در زندگي شان است.

شش شرط سايمون (1988) كه به همراه عنصر بارآوري و روابط سالم به بهبود عزت نفس كمك مي كند عبارتند از :

احساس تعلق كردن: كودكان نياز دارند كه به خانواده خود احساس تعلق كنند و اگر اعضاي خانواده آنها به دليلي پراكنده شده باشند، بايد با خانواده اي كه در به وجود آوردن آنها نقش داشته است پيوند داشته باشند. به موازاتي كه كودكان بزرگتر مي شوند نياز دارند كه به گروهي از همسالان خود تعلق داشته باشند.

پشتيبان كودك : كودكان بايد حداقل يك پشتيبان داشته باشند كه بتوانند در مراحل بحراني زندگي خود براي كمك به او اعتماد كنند.

 كنترل و مهار خطر: هر چه كودكان بتوانند بيشتر خطر كنند و بر كارهاي چالش انگيز فايق آيند، عزت نفس آنها بيشتر خطر كنند و بر كارهاي چالش انگيز فايق آيند ، عزت نفس آنها بيشتر مي شود مشكل يافتن كارهايي است كه چالش انگيز باشند اما ناممكن نباشند. كودكان بايد بخ اين اعتقاد برسند كه اگر در كاري نهايت تلاش خود را بكنند، موقعيت نيز عايدشان خواهد شد و گاهي خوب است دست به خطر بزنند و ناكام بمانند.

احساس قدرتمندي: كودكان بايد بتوانند متناسب با رشدشان بر زندگي خويش كنترل داشته باشند  فرصت انتخاب كردن و تصميم گرفتن به احساس قدرتمندي آنان كمك مي كند.احساس منحصر به فرد بودن: كودكان بايد احساس كنند ويژگي هاي منحصر به فردي دارند. سايمون (1988) از فهرستي شامل 100 جمله نام مي برد كه در كار با كودكان و تاييد ويژگي هاي منحصر به فرد و مثبت آنها از آن استفاده مي شود.

بارآوري: به تدريج كه كودكان كاري را خودشان انجام مي دهند، احساس بهتري نيز در آنان شكل مي گيرد. تشويق و تقويت كار يا فعاليتي سازنده مي تواند در ترغيب كودك به رسيدن به احساس رضايت و پاداش دروني از كار انجام يافته مفيد باشد.

شش شرطي كه سايمون ذكر مي كند براي بزرگسالان و كودكان به يك اندازه صادق است. اگر خطرجويي و چالش تا حدي در زندگي فرد افزايش يابد به شرط آنكه خطر يا چالش ايجاد شده در حدي منطقي و در توان فرد باشد سلامت رواني فرد بيشتر تضمين مي شود ميزاني كه ديگر نيازهاي انساني كودكان برآورده مي شود نيز رابطه نزديكي با عزت نفس شان دارد.

هنگامي كه در مشاوره با كودكان از پنج مرحله رشد فرويد استفاده مي كنيد اغلب لازم است ارزشيابي كنيد تا چه حد نيازهاي اساسي شان براورده مي شود مي توانيد از يك مقياس صفر تا ده نمره اي براي ارزشيابي ميزان پيشرفت كودك در هر يك از سطوح سلسله مراتب مازلو (1970) از جمله براي ارزشيابي عزت نفس او استفاده كنيد در مقياس فوق براي نيازهايي كه برآورده نشده اند نمره صفر و نيازهايي كه كاملا برآورده شده نمره دو منظور مي كنيم.

مشكلاتي كه در فرايند رشد بزرگسالي بروز مي كند ريشه در ناكامي دوران كودكي در ارضاي نيازهاي اساسي انساني در سال هاي رشد دارد مشاوره بر پايه روانكاوي مي تواند ميزاني را كه كودك توانسته است نيازهاي اساسي خود را در گذشته برآورده كند و نيز در حال حاضر مي تواند برآورده كند در مركز توجه خود قرار دهد سوالات مربوط به اينكه چگونه كودكان با درد و رنج ناشي از نرسيدن به خواسته هايشان برخورد مي كنند مي توانند در مشاوره روانكاوانه مطرح شوند آيا تعارض و استرس به بخش ناهشيار ذهن واپس رانده مي شوند يا در بخش هشيار ذهن تحت كنترل قرار مي گيرند؟ آيا فرد با افسردگي و اضطرابي كه دچارش مي شود تكليف مدارانه برخورد مي كند يا در برابرشان حالتي تدافعي به خود مي گيرد؟ اينها سئوالات جالبي هستند كه مشاوران طرفدار روانكاوي مي توانند به آنها بپردازند.

برای دیدن لیست تمام مطالب مربوط به این نوشته و فنون مشاوره می توانید اینجا کلیک کنید 

Related posts:

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

* Copy This Password *

* Type Or Paste Password Here *

*