مفاهیم رشدی .مکانیسم های دفاعی :

مفاهیم رشدی :

مکانیسم های دفاعی :

خود با توجه به مکانیسم های دفاعی در برابر فشار سنگین را اضطراب از خویش محافظت می کند. پاتون ویرا (1991) متذکر شده اند که مکانیسم های دفاعی هر گونه عملیاتی را در ذهن که هدفشان دفع اضطرب و افسردگی است، در بر می گیرد. خود سالم و دارای کنش معقول می کوشد با مهارت های مقابله ای موثر، مبتنی بر واقعیت و تکلیف گرا با اضطراب ، افسردگی و استرس به مقابله بر می خیزد. وقتی فشار روانی خارج از توان ذهنی فرد است، خود به روش های مقابله تدافعی متوسل می شود. چنین روش هایی تسکینی کوتاه مدت را به ارمغان می آورند، اما واقعیت نادیده گرفته یا تحریف می شودو در نتیجه در دراز مدت مشکلات بیشتری پیش روی فرد قرار می گیرد.

کلارک (1991) مکانیسم های دفاعی را تحریف ناهشیارانه واقعیت می داند که از طریق پاسخ های خودکار را از روی عادت از تعارض و کشمکش آزارنده می کاهند. مکانیسم های دفاعی تلاش های سازگارانه ، ناهشیارانه و خاصی هستند که فرد برای حل تعارض ها و کشمکش های درونی خود به آنها متوسل می شود و از اضطراب خلاصی می یابد. مشاوران عموما قادرند مکانیسم های دفاعی در حال جریان خود را تشخیص می دهند. مثال هایی از مکانیسم های دفاعی :

همانند سازی : مقصود از همانند سازی عبارت است از فراگرفتن الگوهای نقش به طوری که افراد خود را با آنها همانند یا از آنها تقلید می کنند خرد ممکن است چند ویژگی از یک الگو یا کل ویژگی های شخص را تقلید کند . همانند سازی اغلب بین فرزند و والد همجنس او صورت می گیردو می تواند حاصل رابطه محبت آمیز یا قدرت طلبانه باشد.

جابه جایی: مقصود از جابه جایی آن است که وقتی غریزه ای مسدود می گردد انرژی از یک هدف نخستین به سوی هدفی جایگزین دوباره جهت داده می شود مثلا کودکی که خشم خود را از پدر یا مادر به علت ترس یا تلافی آنها ، ممکن است سر خواهر یا بردارش خالی  کند .

واپس رانی و بازداری: واپس رانی عبارتست از راندن خاطره ، تعارض، ایده یا مفهومی آزارنده از بخش هشیار ذهن به بخش ناهشیار و سرپوش نهادن بر آن تا مبادا دوباره به سطح و به بخش هشیار بیاید. در واپس رانی ، شخص ناهشیارانه مانع از آن می شود که فکری زجرآور از حافظه اش بیرون کشیده شود. در بازداری نیز همین کار انجام می شود ، اما شخص هشیارانه به آن مبادرت می کند.

فرافکنی: فرافکنی عبارت است از نسبت دادن ویژگی ها یا خصوصیات خود به دیگران یا به چیزهایی دیگر درجهان خارج برای مثال ، ممکن است معلمی نتواند بپذیرد که شاگردان کلاسش را دولت ندارند، بنابراین به جای اعتراف به این موضوع می گوید که بچه ها او را دوست ندارند. بنابراین، او نفرت خویش از شاگردانش را به خود دانش آموزان فرافکنی می کند. کودکی که در تحصیل موفق نیست ممکن است این طور فرافکنی کند: معلم من را دوست ندارد، او فکر می کند که من نادان هستم.

واکنش وارونه : مقصود آن است که شخص وانمود به داشتن نگرش ها یا ویژگی هایی کند که دقیقاً متضاد با آنچیزی است که به بخش ناهشیار ذهنش واپس رانده شده است تکانه های اضطراب آور در بخش هشیار ذهن با عکس آنها جایگزین می شود برای مثال به جای «من با مشروب خوری موافق هستم» فرد می گوید: «مشروب خوری باید غیر قانونی اعلام شود» کودکی که در تحصیل موفق نیست ممکن بگوید «من دوست ندارم یک دانش آموز ننر باشم، چنین دانش آموزانی همه اش دور و بر معلم می گردند تا نمره خوبی بگیرند»

دلیل تراشی : کودک یا فردی که دلیل تراشی می کند، می کوشد ثابت کند رفتارش موجه و منطقی است پس باید خود او و دیگران آن رفتار را تایید کند. وقتی از کودکان بپرسیم چرا رفتار معینی را انجام داده اند، خود را مجبور می دانند دلیل  یا توجیهی منطقی برای رفتارشان بیابند برای مثال کودکی که در تحصیل موفق نیست می گوید، اگر برادر کوچکترم اذیت نمی کرد تکالیفم را تمام می کردم.

انكار انكار عبارت است از امتناع از رويارويي با جنبه هاي تلخ واقعيت يا درك محرك هاي اضطراب آور كودكان وقتي از درختي بالا مي روند احتمال افتادن خود را انكار مي كنند كودكي كه در تحصيل موفق نيست ممكن است بگويد همه چيز خوب پيش مي رود نمراتم اين بار خيلي بهتر خواهند شد، مشاوران بايد توجه داشته باشند كه انكار در ميان خردسالان چيزي عادي است اما براي نوجوانان پديده اي ناسازگارانه به شمار مي رود.

خيالپردازي، خيالپردازي طريقه اي است براي ارضاي نيازها و خواسته هاي اجابت نشده از طريق تخيل ، جهاني رويايي يا تخيلي مي تواند براي كودك به مراتب مصنوع تر و خوشايندتر از دنياي واقعي باشد كودكي كه در تحصيل موفق نيست ممكن است بگويد حالا صبر كن يك روز وقتي دكتر شدم به معلم نشان خواهم داد او از اينكه مرا به خاطر نمره بد در امتحان مسخره كرد پشيمان خواهد شد.

گوشه گيري، گوشه گيري به معناي كاستن از فعاليت خود است كه اين كار با منفعل شدن يا آموختن چگونگي پرهيز از آسيب صورت مي گيرد. كودكان كمرو يا كودكان دچار هراس از مدرسه از نمونه هاي كودكان گوشه گير هستند كودك گوشه گيري كه در تحصيل موفق نيست احتمالا بيشتر مي كوشد از موقعيت هاي خطرناك بگريزد تا آنكه حرف بزند.

توجيه عقلي به عمل جداسازي احساس يا هيجان بهنجار از موقعيتي ناخوشايند يا  آسيب زا گفته مي شود، براي مثال كودكي كه سگش زير ماشين رفته است ناراحتي يا اندوه خود را ممكن است با اين حرف تسكين بدهد بهتر كه سگمان مرد چون ضعيف بود و داشت كور مي شد، كودكي كه در تحصيل ناموفق است ممكن است بگويد من از كارهاي بيرون از مدرسه خيلي بيشتر چيز ياد مي گيرم يا بگويد من از كارهاي كسالت آوري كه در مدرسه انجام مي دهيم خيلي چيزي ياد نمي گيرم.

واپس روي و پس روي يعني برگشتن به مراحل پيشين رشد كه در مقايسه با مرحله كنوني براي كودك سهل تر و ساده تر به نظر مي رسند وقتي در خانواده اي نوزادي به جمع خانواده اضافه مي شود كودك تزرگتر به رفتارهاي بچه گانه روي مي آورد يا كودكي كه در تحصيل موفق نيست ممكن است بگويد : همه اش كلاس و مشق ، خوب است كمي هم زنگ تفريح يا ساعت ناهارمان را طولاني تر كنند.

تثبيت ، تثبيت با واپس روي اين تفاوت را دارد كه فرد براي گريز از درد و رنج يا استرسي كه در مرحله كنوني رشد خويش تجربه مي كند هميشه به مرحله پيشين كه بايش خوشايند تر يا آسانتر است رجعت نمي كند بلكه تصميم مي گيرد در مرحله فعلي رشد بماند و به مرحله بعدي رشد كه دشواري ها و مشكلاتش بيشتر است، ارتقا نيابد. تثبيت يعني گرايش به ماندن در موقعيتي خوشايند و راحت و به طور كلي وضعيتي كه شحص در آن احساس موقعيت مي كرده است مشاوران اغلب با كودكان وابسته  و كم آموزي مواجه مي شوند كه در درجه نخست قادر به يافتن راه حل هاي جايگزين براي مشكلاتشان نيستند و دوم آنكه در اجراي راه حل هاي جايگزين مشكل دارند .

عمل زدايي ، عمل زدايي عبارت است از نوعي تاوان پس دادن براي رفتاري غير اخلاقي يا بد، يا جبران نيت و ميل براي انجام دادن چنين رفتاري براي مثال كودكي پس از شكستن يك لامپ ممكن است بكوشد آن را چسب بزند كودكي كه در تحصيل موفق نيست ممكن است بگويد: من با معلمم خيلي جر وبحث مي كنم اما هميشه مي كوشم كه كاري كنم كه جبران شود.

‏بيرون ريزي، بيرون ريزي يعني كاهش اضطراب ناشي از خواهش هاي نامشروع با ابراز آنها رفتار كودك انتقامجو يك نمونه از برون ريزي است كودكي كه در تحصيل ناموفق است ممكن است به خشونت خرابكاري يا دزدي روي بياورد تا احساسات جريحه دار شده و بازداري شده خويش را ابراز كند.

جبران، جبان يعني سرپوش گذاشتن بر يك ضعف با تاكيد بر يك وي›گي مثبت يا مخفي كردن شكست در يك جنبه از زندگي با ارضاي مفرط خويش در جنبه اي ديگر براي مثال‏، دانش آموز ناموفق ممكن است با دلقك بازي يا نشان دادن استعداد در قلمروهاي ديگر (مثل ورزش ، كارهاي تفنني يا فعاليت هاي تبهكارانه ) نمرات درسي خراب خود را جبران كند.

والايش (تعالي بخشيدن ) تعالي بخشي يا والايش را اغلب استخوانبندي و شالوده تمدن نيز مي نامند. افراد از طريق والايش خواهش ها و انرژي زيست مايه اي (ليبيدويي) خويش را صرف فعاليت هاي سازنده و پسنديده مي كنند. اغلب نتايج همين انرژي تغيير جهت داده شده است كه به دستاوردهاي عمده در هنر علوم بهبود زندگي و تمدن به طور كلي مي انجامد ترديدي نيست كه كار جراح و قصاب گريزگاه مفيد تر و اجتماع پسندتري براي ارضاي خواهش هاي ليبيدويي محسوب مي شود تا قتل و خونريزي تبهكار ها ، همچنين بديهي است كه والدين و معلم كار درستي مي كنند كه به كودكان مي آموزند راه سازنده و اجتماع پسندي را براي برون ريزي انرژي سرشار دروني شان بيابند يك دانش اموز ناموفق و تنبل لازم نيست وقت آزاد و فراغت زيادي داشته باشد تا مجبور شود آن را صرف بطالت مثل تما شاي تلويزيون و پرخوري يا كارهاي خلاف همچون تبهكاري يا كشيده شدن به طرف مواد مخدر كند.

برای دیدن لیست تمام مطالب مربوط به این نوشته و فنون مشاوره می توانید اینجا کلیک کنید 

Related posts:

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

* Copy This Password *

* Type Or Paste Password Here *

*