پایان نامه روانشناسی آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان نشخوار فکری ،افسردگی و احساس نگرانی

بیان مسئله:
یکی از بخش هایی که زنان شاغل در بیمارستان، به فعالیت می پردازند،بخش اورژانس است. کار زنان در بخش اورژانس،خطرناک و پر استرس می باشد،زیرا زنان در این بخش ها مرتب با جریانی از محرک های استرس آور و خسته کننده روبرو هستند(آینوی ،2006).
برقراری ارتباط در برخی موقعیتها نیاز به مهارت خاصی دارد.کسانی که دچار گرفتاری های عصبی و روانی می شوند،به تدریج تحت تاثیر عوامل نامساعد محیطی،صبر خود را از دست می دهند.بنابراین زنان دارای قابلیت های مدیریتی، با آگاهی از نگرانی وعوامل تنش زا می توانند،با برنامه ریزی لازم،محیط را برای انجام کار مساعد سازند. (مورلاس ،2001).
احساس نگرانی ضمن رویارویی با عامل تهدید کننده خیالی یا واقعی بروز می¬کند. که طی آن فرد، نمایش ها و داستان های خیالی مصیبت بار را در ذهن خود می پروراند و عواقب و پیامدهای آن را در ذهن تصور می کند و سعی می کند به صورت ذهنی اعم از رویارویی یا اجتناب، مشکل را حل کند.(منین ، 2001). یکی از ویژگی های افراد نگران عدم تحمل بلاتکلیفی است، عدم تحمل بلاتکلیفی، یک ویژگی شخصیتی است که از مجموعه¬ای از عقاید منفی درباره¬ی عدم قطعیت تشکیل شده است. برای مثال، افرادی که عدم تحمل بلاتکلیفی دارند معتقدند که بلاتکلیفی، نگران کننده است، وجود شک و تردید در مورد آینده غیر قابل تحمل است، وقایع غیر منتظره منفی هستند و باید از آنها اجتناب کرد، شک و تردید موجب ناتوانی فرد برای عمل کردن می¬شود (داگاس و کورنر، 2005).
علاوه برارتباط اين سازه با نگراني، آشفتگي ناشي ازبلاتكليفي به صورت معناداري با برانگيختگي اضطرابي،نشخوارفکری وافسردگي همراه بافقدان لذت همبسته است. (دی¬جونگ-میر، بک و راید ، 2009) درپژوهش خويش به اين نتيجه رسيدندكه تحمل بلاتكليفي وباورهاي فراشناخت رابطه¬اي قوي با نشخوارفكري وافسردگي دارند.
نشخوار فکری بیانگر افکاری است که تمایل به تکرار داشته،آگاهانه بوده و پیرامون یک موضوع متمرکز هستند و حتی در صورت غیبت محرک های محیطی فوری و ضروری این افکار باز هم پدیدار می شوند(مارتین و تسر،1989).
بیماران با استفاده از مهارتهای ذهن آگاهی یاد میگیرند که برای قضاوت و سرزنش کردن خود، که سوخت و تغذیه کننده ی افکار منفی هستند، قدرت ، اختیار و ارزش کمتری قائل شوند و به این حالت ها با مهربانی و پذیرش پاسخ دهد.(کویکن،2010).
آموزش ذهن آگاهی کاهش پریشانی روان شناختی و نشانه هاي اضطراب و افسردگی را به دنبال دارد و موجب بهبود بهزیستی روانی، جسمانی، هیجانی و معنوي ، بهبود کیفیت خواب و کاهش نشانه هاي فیزیکی می شود (کیوست استیجن،2008).
هدف ذهن آگاهی تغییر سبک تفکر به سمت شیوه ی “بودن” است. در این روش درمانی هدف این است که روشی به بیماران آموزش داده شود که بتوانند بطور متفاوتی با افکار و تجربیاتشان برخورد کنند.(کارن ،2009)
با توجه به موضوعات ذکر شده، مسئله پژوهش حاضر این است که آیا آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان نشخوار فکری، افسردگی و احساس نگرانی در زنان شاغل در بخش اورژانس موثر است؟
اهميت و ضروت پژوهش:
از آنجائیکه بخش اورژانس از مهمترین بخش های بیمارستان است, بیمارانی که به این بخش مراجعه می نمایند از نظر جسمانی در حالت بحرانی به سر می برند و رسیدگی به وضعیت آنها در اسرع وقت و با بالاترین کیفیت،از وظایف کادر پزشکی و پرستاری است، لذا توجه به بهداشت روانی کارکنانی که در این بخش ویژه به بیماران خدمات ارائه می دهند و با آنان در ارتباط هستند, دارای ضرورت و اهمیت ویژه ای است که در این میان تکنیک های شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی می تواند به کارکنان این بخش وبه نحوه بهتر ارتباط آنان با بیماران کمک شایانی کند.همچنین باتوجه به جو محیطی و پرتنش بخش اورژانس بیمارستان و فشارشیفت های متعدد کاری،به خصوص شیفت شب برای زنانی(زنان خدمه،ماما،کمک پرستار،پرستار) که در بخش اورژانس به فعالیت مشغولند، همچنین مراجعه بیماران مختلف به این بخش ،محقق را بر آن داشت تا برای کاهش هجوم افکار منفی ،نگرانی و افسردگی و تمرکز هرچه بهتر زنان در بخش اورژانس, شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی ازجمله(تکنیک دیدن وشنیدن،برخورد با افکار صرفا به عنوان فکر نه واقعیت،ارائه تمرین هایی به زنان که درمحیط کار احساس تسلط وتمرکز هرچه بهتر به آنها میدهد) را به زنان آموزش دهد.

اهداف تحقیق
– تعیین اثر بخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان نشخوار فکری ،افسردگی واحساس نگرانی در زنان شاغل در بخش اورژانس بیمارستان شهدا
– تعیین اثر بخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی برذهن آگاهی بر میزان نشخوار فکری زنان شاغل در بخش اورژانس بیمارستان شهدا
– تعیین اثر بخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان افسردگی زنان شاغل در بخش اورژانس بیمارستان شهدا
– تعیین اثر بخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان احساس نگرانی زنان شاغل در بخش اورژانس بیمارستان شهدا
فرضيه‏هاي تحقیق:
1- آموزش شناخت درمانی مبتنی برذهن آگاهی بر میزان نشخوار فکری, افسردگی و احساس نگرانی در زنان موثر است.
2- آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان نشخوار فکری زنان موثر است.
3- آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان افسردگی زنان موثر است.
4- آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان احساس نگرانی زنان موثر است.
تعاریف متغیر های پژوهش:
الف)تعاریف مفهومی
شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی: –
شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی ،یک درمان روانشناختی است که جنبه های شناخت درمانی بک و برنامه ی کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی کابات زین(1990) را با یکدیگر ترکیب می کند و با معطوف کردن توجه به زمان حاضر و یک آگاهی غیر قضاوتمندانه به تجارب درونی و بیرونی مشخص می شود .در این روش بر خلاف شناخت درمانی بک برای تصحیح خطاهای شناختی و بیرون راندن افکار از هشیاری تلاشی نمی شود(سگال،2000).
– نشخوار فکری :
نشخوارفکری به صورت تفکر افسرده ساز چرخه ای و مداوم تعریف می شود و پاسخ نسبتا رایج به خلق منفی و خاصیت شناختی برجسته ای از احساس ملالت و اختلال افسردگی عمده است(ری پری ،1977).
– افسردگی:
افسردگی از گروه اختلالات خلقی است. خلق حال و هوای احساسی نافذ وپایداری است که به صورت درونی تجربه می شود و بر رفتار ودرک فرد از جهان تاثیر می گذارد. عاطفه به تظاهر بیرونی خلق اطلاق می شود. خلق ممکن است طبیعی ، بالا یا افسرده باشد. اختلالات خلقی گروهی از اختلالات بالینی هستند که مشخصه آنها احساس از بین رفتن تسلط و تحمل رنج وعذاب زیاد است. در بیمارانی که خلق افسرده دارند (یعنی درافسردگی)، ازدست دادن انرژی وعلاقه، احساس گناه، دشوارشدن تمرکز، از دست دادن اشتها وافکار مرگ یا خودکشی وجوددارد(کاپلان و سادوک، 2007، ترجمه رضاعی، 1387).
نگرانی:
نگرانی حالتی از اضطراب است که فرد به واسطه ی آن نمیتواند درست تصمیم بگیرد. یا کارهایش را انجام دهد.فرد نگران معمولا دارای اعتماد به نفس پایینی است و برای تشخیص میزان نگرانی می توان میزان اعتماد به نفس وی را سنجید برخی نگرانی ها و باور های غلط اضطراب را به وجود می آورد.و فرد را مضطرب میکنند که واکنش هایی از خود نشان میدهد که معمولا ناخوشایند است(واتکینز،2005).

ب)تعاریف عملیاتی
– شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی:
دراین پژوهش برای آموزش به مراجعان،از بسته آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی،به مدت 8جلسه(هفته ای یکبار هر جلسه 90دقیقه ای)استفاده خواهد شد.اهداف جلسات :جلسه های اول تاچهارم:یادگرفتن پرداختن به توجه و انجام امور روزمره با توجه و تمرکز-پی بردن به ذهن سرگردان-کنترل ذهن سرگردان با تمرین تنفس و مرور بدن.موضوع جلسه های پنجم تا هشتم:آگاهی کامل نسبت به فکرها و احساس ها و پذیرفتن آن-تغییر خلق و افکار-هشیاری نسبت به نشانه های افسردگی ونشخوارفکری و نگرانی-برنامه ریزی و تدوین فهرستی ازفعالیتهای لذت بخش و آموزش تکنیکهایی که به فرد کمک کند تا احساس تسلط بهتر برخود ومحیط کار خود داشته باشد.
– نشخوار فکری :
نشخوار فکری در این پژوهش میزان نمره ای است که آزمودنی ها از پرسشنامه نشخوار فکری نولن-هاکسما (1994) به دست می آورند.

– افسردگی:
افسردگی در این پژوهش میزان نمره ای است که آزمودنی ها از پرسشنامه افسردگی بک(1978)به دست
می آوردند.
– نگرانی:
نگرانی در این پژوهش میزان نمره ای است که آزمودنی ها از پرسشنامه نگرانی پن (1994) به دست
می آوردند.

فصل دوم
ادبیات و پیشینه تحقیق

مقدمه
در این فصل ابتدا به مفهوم نگرانی و عاطفه منفی،تفاوت نگرانی با دیگر عواطف منفی،انواع نگرانی،علل نگرانی،ویژگی های شخصیتی افراد نگران،حوزه های نگرانی و سپس به مفهوم افسردگی،انواع اختلال افسردگی،عوامل مرتبط با افسردگی،علائم و نشانه های افسردگی،همه گیرشناسی افسردگی و در ادامه به سبک نشخوار فکری،تفاوتهای جنسیتی و تفاوتهای فردی در نشخوارفکری و همچنین به مفهوم ذهن آگاهی،استرس مبتنی بر ذهن آگاهی،تکنیکها و مکانیزم های ذهن آگاهی ودر نهایت به تحقیقات انجام شده در خارج و داخل کشور اشاره شده است.
– نگرانی و عاطفه منفی
احساس نگرانی ضمن رویارویی با عامل تهدید کننده خیالی یا واقعی بروز می¬کند. که طی آن فرد، نمایش ها و داستان های خیالی مصیبت بار را در ذهن خود می پروراند و عواقب و پیامدهای آن را در ذهن تصور می کند و سعی می کند به صورت ذهنی اعم از رویارویی یا اجتناب، مشکل را حل کند. برکوک : تلاشی برای حل مسئله که طی آن توالی افکار نگران کننده به وسیله محرکی ترس آور شروع شده و فعالیت فکری برای پیشگیری از بروز حادثه نامطلوب دنبال می شود. وی نگرانی را مکانیزم شناختی اجتنابی می داند (منین ، 2001). نگرانی نشانه اساسی در بیشتر حوزه های آسیب شناسی روانی است، بخصوص اختلالات اضطرابی مثل اضطراب فراگیر، بی حواسی و وسواس فکری – عملی. ماتیوس نگرانی را نتیجه اضطراب می داند و هنگامی که مشکل غیر قابل کنترل تلقی شود، از مارپیچ «نگرانی – اضطراب» نام می برد. موریس و لیبرت، اضطراب را چند بُعدی می دانند و به جنبه های هیجانی (فیزیولوژی) و شناختی (نگرانی) آن اشاره می کنند. ساراسون شناخت در افراد مضطرب را به حوزه های نگرانی و تفکر نامناسب تفکیک می کند. بورکوک از اضطراب خصیصه ای به عنوان زمانی که صرف نگرانی می شود، یاد می کند و نگرانی را سازه اصلی اضطراب خصیصه ای می داند. اما برینتز و گراهام، به استقلال اضطراب از نگرانی معتقدند و مشخصه اصلی نگرانی را تمرکز روی مسئله می دانند (منین، 2001).
– تفاوت نگرانی با عواطف منفی دیگر
ترس و نگرانی: ترس احساس ناخوشایندی است که در پاسخ به خطر واقعی رخ می دهد. ولی نگرانی تفکری ترس آور در غیاب خطر واقعی است (منین، 2001).
نگرانی با افکار وسواسی: نگرانی در مقایسه با افکار وسواسی درون مایه کلامی تری دارد. افکار وسواسی تصویری تر هستند. نگرانی به صورت بیشتر واقعی، کمتر غیر ارادی، رها شدن از آن ها سخت تر و بیشتر پرت کننده حواس و طولانی تر درجه بندی شده است (از منین، 2001).
نگرانی با افکار خودآیند: افکار خودآیند به سرعت روی می دهد، جنبه خود به خودی دارد، و به شکل کلامی یا تصویری بروز می¬کند. درون مایه افکار، خاص هر اختلال است. مثلاً در هراس اجتماعی به ترس از ارزیابی منفی توسط دیگران مربوط است. افکار خودآیند بیشتر بازتابی است ولی نگرانی مستلزم اختصاص توجهی فزون¬تر است (دیوی و ولز ، 2006).
– انواع نگرانی
1)نگرانی فاجعه آمیز : مشخصه اصلی آن تعریف و تبیین اغراق آمیز مسئله است و زمانی رخ می دهد که افکار شخص درباره یک شکل بالقوه مدام برتر می شود، روان شناسان این نگرانی را شیوه «اما»، «اگر» نامیده اند.
2)حالت نگرانی مردد و سردرگم: مشخصه آن ناتوانی آشکار در اخذ تصمیم است و نتیجه آن طولانی تر شدن مدت نگرانی است.
در تقسیم بندی دیگر نگرانی را به دو نوع یک و دو تقسیم کرده اند:
نگرانی نوع 1: نگرانی در مورد مسئله ای که احتمال وقوع آن برای فرد وجود دارد.
نگرانی نوع 2 (فرانگرانی): نگرانی در مورد نگران بودن است (می ترسم که این نگرانی مرا دیوانه کند.) (دیوی و ولز، 2006).
– علل نگرانی
1)شخصیت: افرادی که در کودکی منع می شوند و جلوی آن ها گرفته می وشد، در بزرگسالی بیشتر مستعد نگرانی هستند. صفات شخصیتی همچون احساسات هیجانی و خجالتی بودن، نگرانی را بیشتر به وجود
می آورند.
2)رفتارِ یاد گرفته شده: عادات تفکر ما تحت تأثیر عوامل خانوادگی، محیطی است، تمایل به تصویر سازی نگرانی می تواند ذهن ما را تعلیم دهد که به نگرانی عادت کند.
3)خانواده: الگوی والدین می تواند در توسعه نگرانی مؤثر باشد.
4)بیوشیمی مغز: کمبود ماده ای شیمیایی در مغز در بروز نگرانی و اضطراب مؤثر است.
5)عوامل اجتماعی و فرهنگی (به نقل از دیوی و ولز، 2006).
– ویژگی های شخصیتی افراد نگران
1)کانون مهار: افراد با کانون مهار خارجی بالا بیشترین آسیب پذیری را جهت افتادن در ورطه چرخه معیوب «اضطراب – نگرانی» دارند.
2)عزت نفس و کمال گرایی: افراد نگران مزمن عزت نفس پایینی در حل مشکلات دارند و افراد نگران مزمن معمولاً شخصیتی اجتنابی و کمال گرا دارند.
3)تردید و دودلی: افراد نگران نیاز افراطی به مدرک و دلیل برای اخذ تصمیم دارند.
4)تمرکز حواس و خواب: نگرانی با فراوانی افکار مزاحم و منفی مرتبط است. سطوح نسبتاً بالاتری از خواب های آشفته و ترسناک دارند (استوبر ، 2000).

– حوزه های نگرانی
1)وقایع اضطراب آور اغلب بیش از آن که ازار دهنده باشند، در بر گیرنده ناکامی است.
2)فکر کردن به آینده اغلب بیش از اندیشیدن به گذشته منبع وقایع احتمالی نا امید کننده است.
3)میزان نگرانی هرفرد متناسب با تجربیات و شخصیتش است(استوبر، 2000).
– عدم تحمل بلاتکلیفی و نگرانی
عدم تحمل بلاتکلیفی، یک ویژگی شخصیتی است که از مجموعه¬ای از عقاید منفی درباره¬ی عدم قطعیت تشکیل شده است. برای مثال، افرادی که عدم تحمل بلاتکلیفی دارند معتقدند که بلاتکلیفی، نگران کننده است، وجود شک و تردید در مورد آینده غیر قابل تحمل است، وقایع غیر منتظره منفی هستند و باید از آنها اجتناب کرد، شک و تردید موجب ناتوانی فرد برای عمل کردن می¬شود (داگاس و کورنر، 2005). عدم تحمل بلاتکلیفی، نوعی سوگیری شناختی است که بر چگونگی دریافت، تفسیر و واکنش فرد به یک موقعیت نامطمئن در سطوح هیجانی، شناختی و رفتاری تأثیر می¬گذارد (داگاس، اسچوارتز و فرانکیس ، 2004). ازديدگاه جبرگرايانه،بلاتكليفي به وسيلةفقدان ياناكارآمدي دانش ايجاد ميگرددومربوط به عوامل دروني است كه فردقادر به كنترل آن نيست. علاوه برارتباط اين سازه با نگراني، آشفتگي ناشي ازبلاتكليفي به صورت معناداري با برانگيختگي اضطرابي،نشخوارفکری وافسردگي همراه بافقدان لذت همبسته است. اغلب تحقيقات صورت گرفته دراين زمينه نشان داده اندكه عدم تحمل بلاتكليفي سازه مركزي در تبيين نگراني به عنوان ويژگي اصلي اختلال اضطراب فراگيراست. افراد نگران معتقدندكه نگراني به آنهاكمك خواهدكردتابه طورمؤثرباحوادث وحشتناك مقابله كنندويا از وقوع اين حوادث جلوگيري نمايند . داگاس و همکاران نشان دادندكه عدم تحمل بلاتكليفي،زنجيره اي ازنگراني، نگرش منفي به مشكل واجتناب شناختي راحمايت كرده و همچنين بيان كرده اندكه عدم تحمل بلاتكليفي مستقيماً برنگرش فردبه مشكل وسطوح اجتناب شناختي تأثير مي گذارد. دراين مسير،افرادباميزان بالاي عدم تحمل بلاتكليفي،مستعدنگراني خواهندبود. (دی¬جونگ-میر، بک و راید ، 2009) درپژوهش خويش به اين نتيجه رسيدندكه تحمل بلاتكليفي وباورهاي فراشناخت رابطه¬اي قوي با نشخوارفكري وافسردگي دارند. كرون معتقداست كه افراد نگران دچارعدم تحمل دربرابر برانگيختگي مي¬باشند. همچنين،اين اعتقادوجود داردكه نگراني،برانگيختگي پردازش شده به روش انتزاعي،كلامي ومفهومي درموقعيت¬هاي ترسناك را كاهش مي¬دهد (بورکووک، الکاین و بهر، 2001).
افسردگی:
اگر چه پرخاشگری فعال پاسخ رایجی به استرس است،پاسخ عکس آن یعنی کناره گیری و بی احساسی هم به فراوانی دیده می شود.اگر شرایط پر فشار ادامه یابند و فرد در مدارا با آنها موفق نشود،بی احساسی ممکن است به افسردگی تبدیل شود.تقریبا هر کسی گاهی افسرده می شود،اکثر ما در دوره هایی احساس غمگینی،خستگی،و بی علاقگی حتی به فعالیتهای لذتبخش می کنیم.افسردگی در برخورد با بسیاری از استرس زندگی پاسخی بهنجار محسوب می شود.وضعیتهایی که بیشتر اوقات موجب افسردگی می شوندعبارتنداز؛شکست در کار یا تحصیل،از دست دادن شخصی که دوستش داریم،یا پی بردن به اینکه بیماری یا پیری توانائی های ما را تحلیل می برد.افسردگی وقتی نا بهنجار تلقی می شود که واقعه افسرده ساز برای فرد خارج از اندازه باشد و از حدی که برای اکثر مردم قابل برگشت و بهبود پذیر است،برای وی فراتر رفته باشد.هر چند افسردگی یک اختلال خلقی دانسته می شود،اما در واقع از مجموع چهار علامت مختلف تشکیل شده است.علاوه بر علایم هیجانی (خلقی)،علایم شناختی،انگیزشی و جسمانی نیز وجود دارد.لازم نیست فرد به همه این علایم دچار شود تا بتوان او را افسرده دانست،اما هر چه بیشتر دچار این علایم شده باشد،و هر چه شدت این علایم بیشتر باشد،با اطمینان بیشتری می توان نظر داد که دچار افسردگی است.غمگینی و دلمردگی برجسته ترین علامت هیجانی در افسردگی است.شخص افسرده ناامید وغمگین است،اغلب گریه و زاری میکند

Related posts: