پایان نامه روانشناسی آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان نشخوار فکری ،افسردگی و احساس نگرانی- قسمت 3

ه اند،(ویلبر ،2000؛به نقل ازبراون و ریان 2003).
لانگر (1989)واژه ذهن آگاهی را برای توصیف یک رویکرد تحقیق علمی به کار برد.به نظر لانگر،ذهن آگاهی یک فرایند شناختی خلاق و سازنده است و زمانی که یک فرد سه ویژگی کلیدی زیر را به کار می گیرد،آشکار می شود،آن سه ویژگی عبارتند از:1-خلق یک طبقه بندی جدید.2-پذیرا بودن اطلاعات جدید.3-آگاهی از دید و زوایای دید ژرف تر و بیشتر،(ساین و همکاران2005).
بر اساس نظر (بایرون 2006)،راهبردهای سازگاری مفید ذهن آگاهی برای ایجاد و حفظ آگاهی عبارتند از :فقدان قضاوت و ارزشیابی،صبر و شکیبایی،صبر و بردباری.ذهن آگاهی یکی از جنبه های محوری روانشناسی 2500 ساله بودایی است که نقش مهمی در تمرینات و فلسفه این رویکرد بازی می کند.از آن زمان وقتی پیش تر از آن مراقبه به شکل های مختلفی تمرین شده است ,هنوز به درستی دانسته نشده استکه چرا این تمرینات در فرهنگ‌های مختلف برای سالیان متمادی مورد توجه بوده اند.ذهن آگاهی بر اساس عقیده رایج بودیسم یک سنت منسجم از مسیری است که به سمت درک ،شروع و پایان درد و رنج معطوف می شود و ابزاری است که انسان از آن برای آزادی خود از رنج روز افزون و مشکلات و دردهای موجود متوسل می شود،(گاناراتانا 2002). این روش به طور گسترده ای در تائوئیسم ,بودیسم مسیحیت ,اسلام و یهود مورد استفاده قرار گرفته است.اما نفوذ آن در روانشناسی غربی به یک قرن پیش بر میگردد(وست 1991)ویلیام جیمز از نخستین کسانی بود که که این مفهوم روانشناسی شرقی را مورد توجه قرار داد. او پیش‌بینی کرده بود که مراقبه تأثیر فراوانی بر روانشناسی غرب خواهد گذاشت در 25-30 سال گذشته چهار نوع مراقبه مورد توجه پژوهشگران پزشکی غربی قرار گرفته است,که عبارتند از مراقبه متعالی,مراقبه تنفسی,و مراقبه بالینی و مراقبه ذهن آگاهی. مراقبه ذهن آگاهی از سه نوع دیگر به سبب تاکیدی که روی تمرکز زدایی دارد,متفاوت می‌باشد،(فریدمن 2001),به نقل از (اورسیلو و رومر 2005).
بسیاری از دیدگاه های فلسفی,دینی و روان‌شناختی بر اهمیت ذهن آگاهی جهت حفظ و بالا بردن بهزیستی تاکید می کند،(ویلبر2000),به نقل از (براون 2000) .
در اهمیت نقش ذهن آگاهی در بهزیستی و سلامت انسان کافی است توجه داشته باشیم که هر شخص اشکال ابتدایی آن یعنی توجه و آگاهی را به کار می برد.یکی ار ویژگی های ذهن اگاهی که با بهزیستی ارتباط دارد و درباره آن بحث فراوان شده است مفهوم ذهن آگاهی است.(اسکار وهمکاران2000) اثر برنامه را بر خلق و نشانه های استرس در بیماران مبتلا به سرطان بررسی کرده اند و یافته ها نشان داد که گروه مورد درمان در نمرات خلق آشفته و افسردگی, اضطراب ,خشم ,استرس و آشفتگی ذهنی به طور معناداری کاهش نشان داده اند.همچنین کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی در بهبود کیفیت خواب در زنان مبتلا به سرطان سینه توسط (شاپیرو و همکاران2003) نشان داد که می تواند درمان امید بخشی برای کاهش استرس بیماران مبتلا به سرطان باشد.کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی,مراقبه مبتنی بر ذهن آگاهی را برای درمان اختلالات جسمی ,روان‌تنی,واختلالات روان پزشکی به کار میگیرد.

آموزش ذهن آگاهی شامل سه مولفه است:
1.رشد آگاهی از طریق یک روش شناسی نظام دار که در برگیرنده تمرین های رسمی ذهن آگاهی(وارسی بدن،نشستن در حالت مراقبه،حرکت هوشیارانه)وتمرین های غیر رسمی ذهن آگاهی(گسترش آگاهی در هر لحظه از زندگی روزمره)است.
2.چارچوب نگرشی خاص،این چارچوب با مهربانی،کنجکاوی و رضایت از بودن در زمان حال مشخص می شود که همراه با آشکار سازی تجارب است.این اعمال هم به صورت اندیشمندانه در ضمن اجرا و تمرین پرورش می یابند و به طور خود انگیخته از عمل فرد نشات می گیرند.
3.درک درست از آسیب پذیری بشر که این مساله ابتدا از طریق آموزش های شنیداری و سپس از طریق جستجوی اعتبار آن ها از طریق مشاهده مستقیم فرایند تجربه در عمل طی تمرین های ذهن آگاهی رشد می یابد.ما از طریق این فرایندها می آموزیم گرچه رنج قسمتی از تجربه ماست اما راه هایی وجود دارد که ما می توانیم الگوهای عادت شده جدیدی را جهت ایجاد،افزایش و تعمق در آن یاد بگیریم،(ربکا کرین 2011).
-کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی
جان کابات ذین ،کلینیک کاهش استرس را در مرکز پزشکی دانشگاه ماساچوست ،در وسترن در دهه 1970 تأسیس کرد.از آن به بعد او و همکارانش به بیش از 100000نفر،مانند بیماران قلبی،سرطان،مبتلایان به ایدز،درد مزمن،مشکلات معده ای-روده ای وابسته به استرس،سردرد،فشارخون بالا،اختلالات خواب،اضطراب و وحشت زدگی کمک کرده اند.شواهد نشان داد که اکثریت شرکت کنندگان،کاهش نشانگان روان‌شناختی و جسمی را تجربه کرده بودند،و نیز تغییرات عمیق مثبتی در نگرش،رفتار و ادراک آن ها نسبت به خود،دیگران و جهان اطرافشان به وجود آمده بود،(کابات ذین2004).
جان کابات ذین، ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس را در 1979 در دانشکده پزشکی دانشگاه ماساچوست ایجاد کرد.هدف او این بود که مراقبه ذهن آگاهی را در مجموعه پزشکی غربی قابل دسترس و دستیابی کند و در عین حال به عصاره آموزه های بودایی صادق بماند،کابات ذین(2004).مراقبه ذهن آگاهی در راس آموزه های بودایی است و برای کاهش رنجش و افزایش شادکامی در انسان ها طراحی شده است.بنابر این مختص یک مشکل یا اختلال نیست بلکه به طور بالقوه برای هر کسی که احساس درد و آشفتگی می کند،قابل استفاده است.جان کابات ذین که مراقبه بودایی را تمرین کرده بود،امیدوار بود چاره ای برای بیمارانی بیاندیشد که درمان پزشکی شان رضایت بخش نبود.او یک برنامه گروهی 10 جلسه ای برای بیماران مبتلا به درد مزمن و طیف وسیعی از مشکلات مرتبط با استرس پیشنهاد کرد.این بیماران از سوی پزشکان خود ارجاع شده بودند چون درمان پزشکی سنتی چیز بیشتری برای ارائه نداشت.این برنامه مبتنی بر تمرین فشرده چندین نوع از مراقبه ذهن آگاه بود و برای کمک به بیماران به منظور پرورش آگاهی و پذیرش تجربه حال حاضر طراحی شده بود.این برنامه در آن زمان به دلیل دغدغه هایی از این دست که مراقبه یک فعالیت افسانه ای نگریسته شود و آن هم برای بیمارانی در یک مرکز پزشکی دانشگاهی،کاهش استرس نامیده شد.در نهایت برنامه ی تحت عنوان ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس شناخته شد و هم اکنون در شکل استانداردش یک برنامه گروهی 8 هفته ای است برای بیش از 30شرکت کننده با جلسات هفتگی5/2 ساعته و یک جلسه کامل روزانه در هفته ششم.برنامه های ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس فراوانی در آمریکای شمالی و اروپا در دسترس هستند.انطباق با جمعیت ها و زمینه های مختلف گزارش شده است از جمله بیماران سرطانی ، بیماران قلبی،فیبرو میالژی،سندرم خستگی مزمن،و به همین ترتیب استرس موقعیت شغلی و بهبود تقویت در روابط بین زوجین سایر انطباق های آن هستند.در بیشتر مطالعات منتشر شده بر شکل 8 جلسه گروهی تاکید شده اما محتوای آن با جمعیت یا شرایط مورد مطالعه تناسب پیدا می کند.از آنجایی که تمرینات ذهن اگاهی مختص یک جمعیت یا اختلال ویژه نیستند،تغییرات گسترده ضرورت ندارد،(لبو2008).
مکانیزم دخیل در ذهن آگاهی:
نظم بخشی فیزیولوژیکی:
با وجود اینکه ذهن آگاهی یک روش مدیریت خلق یا آرام سازی نمی‌باشد,یک نتیجه جانبی آن ناشی از تاثیری است که بر عمل شاخه پاراسمپاتیک سیستم عصبی می گذارد.اجرای تمرینات آن سبب الگوهای جدیدی از خود تنظیمی می شود.نتایج مرتبط با سلامت ذهن اگاهی در بسیاری از زمینه ها شامل بهبود کارکرد ایمنی ,کاهش فشارخون,کاهش سردرد,کاهش تنش عضلانی,و سردرد,کاهش کلسترول و سطح کورتیزول خون می‌باشد.
در سطح نوروبیولوژی مشخص شده است که ذهن اگاهی سبب تعامل بین دو نیمکره و بین سیستم لیمبیک و قشر مغز می شود.بخشی از تاثیرات درمانی در شرایطی از قبیل اضطراب و افسردگی به نظر میرسد از تحریک فعالیت نیمکره چپ و کاهش فعالیت نیمکره راست ناشی می شود (گروسمن 2004).

پیشینه تحقیق:
تحقیقات انجام شده در خارج از کشور:

در یک تحلیل، ون آلدرن و همکاران به این نتیجه رسیدند که اثربخشی ذهن آگاهی بر درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی، بر کاهش میزان فعلی افسردگی با کاهش نگرانی و نشخوار فکری و افزایش مهارت های ذهن آگاهی پذیرش بدون قضاوت است. تجربیاتی که بیماران در درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی داشتند، هیجانات مثبت آنی، ادراک قوی تر، پاسخگویی بیشتر به فعالیت های لذت بخش زندگی بود. این تغییرات به کاهش نسبی نگرانی و نشخوار فکری می انجامد. هر دو تغییر در افکار و هیجانات به کاهش علایم افسرده کننده منجر می شود ،(باتینک و همکاران 2013).
همچنین نتایج پژوهش ها نشان داده است که ذهن آگاهی نشخوار فکری را می کاهد و با میزان بالای تجربۀ افکار و افزایش آگاهی مرتبط است و در کاهش افکار نشخوار گونه از تکنیک آرامیدگی مؤثرتر است و در حفظ وضعیت ثابتی پس از بهبود بیماری در اختلالات اضطرابی و اسکیزوفرنی، مؤثربود ،(الریچ 2011 ).
(وای و همکاران2010) در یک بررسی دریافتندکه واکنش پذیری آمیگدال شرکت کنندگان هنگام نگاه کردن به چهره هایی که تظاهرات هیجانی نشان می دادند به گونه ای مثبت با علایم خود گزارشی افسرده ساز و به گونه ای منفی با وضعیت ذهن آگاهی خود گزارشی مرتبط بوده است.
در مطالعه ای شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی با شناخت درمانی بر روی دو گروه از بیماران افسرده غیرملانکولیک که یک دوره ی افسردگی را سپری می کردند مقایسه شد . نتایج حاصل با کاهش معنی داری در نمرات اضطراب و افسردگی را در هر دو گروه و بدون تفاوت معنی دار بین دو روش درمانی نشان داد . هرچند که این نتایج درمورد بیمارانی مصداق داشت که 4 دوره و یا کمتر از افسردگی را در گذشته سپری کرده بودند . برای بیماران با سابقه ی بیش از 4 دوره ی افسردگی شناخت درمانی در مقایسه با شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی موثرتر شناخته شد(مانیا گاواسکر2010).
آموزش ذهن آگاهي، بر كاهش افسردگي، اضطراب و سازگاري روان شناختي موثر است (بوالميجر 2010).
(هامبورگ 2010) نيز آموزش کاهش استرس ذهن اگاهی را كه زير مجموعه مهارتهاي اجتماعی هستند،
بر كاهش اضطراب و افسردگي مؤثر دانسته است.
استاندارد (2010) آموزش كنترل استرس مبتنی بر ذهن اگاهی را در درمان افسردگي مؤثر دانسته‌اند.
این درمان همچنین برای بیماران مبتلا به پانیک و اضطراب فراگیر که پس از 6 ماه از مصرف دارو بهبود نیافته بودند بکار رفت ،شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در ترکیب با داروهای قبلی ،در مقایسه با گروه کنترل منجر به کاهش معنی داری در افسردگی و اضطراب شد ، که به ترتیب با پرسشنامه های افسردگی و اضطراب بک اندازه گیری شدند(کیم لی2010).
ذهن آگاهي روشي است براي زندگي بهتر، تسكين دردها و غنابخشي و معنادارسازي زندگي(سيگل 2010).
آموزش ذهن آگاهی کاهش پریشانی روان شناختی و نشانه هاي اضطراب و افسردگی را به دنبال دارد و موجب بهبود بهزیستی روانی، جسمانی، هیجانی و معنوي ، بهبود کیفیت خواب و کاهش نشانه هاي فیزیکی
می شود(کیوست استیجن2008).
نتايج تحقيقات( لرنر و كلوم 2006 به نقل از پاپيري1386) نشانگر تأثير آموزش ذهن آگاهی بر روی آوری و اعتماد به نفس، مقابله با فشارهاي محيط آموزشی، كاهش اضطراب ، تقويت ارتباط بين فردي مؤثر قلمداد كرده است.

Related posts: