نظریه مشاوره

نظریه مشاوره

فرض الیس (1998) این بود که در فرهنگ ما نظامی از باورها و اندیشه های غیر منطقی ذاتی وجود دارد که موجب ناسازگاری می شود.

وقتی فرد رویدادهای روزانه را بر اساس این فلسفه ها یا اندیشه های غیر منطقی مورد تفسیر قرار می دهد، احتمالاً احساس خشم یا خصومت نسبت به دیگران در وجودش رخنه می کند یا آنکه این گونه احساس ها را درونی می سازد که نتیجه اش اضطراب، احساس گناه یا افسردگی است. در واقع، در نظریه REBT گفته می شود این افراد هستند که در وهله نخست در قبال احساسشان نسبت به خود، دیگران و محیط و هر آنچه همواره آنها را پریشان و آشفته می کند، مسئول هستند.

الیس و هارپر (1975) در اثر خود با نام راهنمای راه و روش زندگی عقلانی اشاره می کنند، چون انسان ها به طور طبیعی و به سادگی در دام افکار دغل بازانه اسیر می شوند، به طرزی نادرست هیجان های خویش را بروز می دهند و رفتار خود ویرانگر دارند، بهتر آن است از همه امکانات ترتیبی به طور جدی و پیگیر استفاده کرد تا راه درست رفتار کردن و اندیشیدن را بیاموزند. الیس و هارپر فهرستی از باوراهای غیر منطقی را که مشکلات و دردسرها را به وجود می آورند، ارائه می کنند که عبارتند از:

1- این یک ضرورت مطلق برای همه است که اگر کاری می کنند دیگران کار آنان را بپسندند و تأیید کنند.

2- باید از هر جهت انسانی کاملاً لایق، کارآمد و موفق بود.

3- بعضی انسان هایی بد، شرور و رذل هستند که برای کارهای بدی که می کنند سزاوار شدیدترین توبیخ ها و تنبیهات هستند.

4- وقتی کارها موافق میل آدم پیش نرود، فاجعه انگیز وحشتناک و غیر قابل تحمل است.

5- بدبختی های ما علتی بیرونی دارند و فرد بر غم و اندوه خود کنترل چندانی ندارد و اصلاً اینها در اختیار او نیست یا آنکه قادر نیست از احساس های منفی و بد خود رهایی یابد.

6- اگر چیز خطرناک یا وحشتناکی وجود دارد یا ممکن است برایمان پیش آید، پس به شدت باید به آن اندیشید و خواب و خوراک را از خود برید.

7- اجتناب از خیلی از مشکلات زندگی و مسئولیت های شخصی ساده تر از آن است که برای خود برنامه ریزی کنیم و انضباط شخصی را در پیش گیریم.

8- گذشته بسیار مهم است و چون موضوعی، در یک زمانی، تأثیری عمیق بر زندگی فرد داشته است، پس همیشه چنین خواهد بود.

9- به افراد و رویدادها نباید آن طور که هستند نگاه کرد، و فاجعه بار است اگر نتوانیم برای واقعیت های تلخ زندگی بلافاصله راه حل هایی بی عیب و نقص بیابیم.

10- اوج شادی و لذت زمانی است که به خمودگی و تنبلی روی آوریم یا کاری نکنیم و تعهدی نپذیریم.

11- فرزندم تبدیل به آدمی بزهکار (یا دچار اختلال های عاطفی یا عقب ماندگی ذهنی) شده است، پس من وظیفه پدری یا مادری ام را انجام نداده ام.

12- فرزندم دچار اختلال عاطفی (یا عقب ماندگی ذهنی) است، پس او دچار معلولیت شدید است و هرگز به جایی نخواهد رسید.

13- من قادر نیستم هر چه فرزندانم می خواهند برایشان تأمین کنم، بنابراین من نمی توانم وظیفه پدری یا مادری ام را به نحو احسن انجام دهم.

گودمن و مالتسبی (1974) فهرستی شامل 26 پیامد را برای تفکر غیر منطقی ذکر می کنند که برخی از آنها عبارتند از:

1- مشکلات میان فردی زیاد

2- عاطفی نگری شدید در واکنش در برابر مشکلات روزانه

3- تمنای چیزی که نمی توان آن را به دست آورد یا نامحتمل است.

4- بی میلی به چیزی که دارد یا می تواند داشته باشد و قدر آنها را ندانستن

5- گرایش به نسبت دادن همه مشکلات خود به دیگران

6- خود را بی ارزش تلقی کردن

7- هدف هایی متعارض و متضاد را در پیش گرفتن یا رفتارهایی ناهمخوان با هدف خویش نشان دادن

8- تحمل کردن موقعیت های دشوار به جای اقدام برای رفع یا بهبود آنها.

9- وابسته ماندن به دیگران در جایی که دیگر ضروری نیست.

10- خشمگین یا آزرده ماندن پس از گذشت مدت ها

11- کمال جویی در رفتار خود یا رفتار دیگران

12- نادیده گرفتن رفتارهایی که ممکن است آسیب جسمی یا روانی در پی داشته باشد یا از رفتار درست مانع شدن

13- خود را عذاب دادن یا آزرده ساختن غیر ضروری خویش به دلیل رویدادهای گذشته یا شکست های فرضی

14- افسردگی یا اضطراب مزمن یا متناوب

15- ترس غیر منطقی

16- خشم مفرط.

کرافورد و الیس (1989) در واژه نامه خود که 36 احساس خود ویرانگر و باورهای منطقی و غیر منطقی همراه با آنها را شامل می شود، درباره باورهای غیر منطقی و پیامدهای آنها شرح و توضیح بیشتری ارائه می کنند. آنان در فهرست خود ابتدا به ذکر باورهای منطقی می پردازند و سپس اغلب باورهای غیر منطقی به دنبال آنها ارائه می شوند که در مجموع زنجیره باورهای غیر منطقی را تشکیل می دهند. کرافورد و الیس هر باور غیر منطقی را در پنج مقوله طبقه بندی می کنند: (1) باورهای خود ویرانگر که مانع از دستیابی به هدف های اصلی و رسیدن به خواسته ها می شوند (2) باورهای کاملا خشک و جزم اندیشانه که به خواسته ها و آرزوهای غیر واقع بینانه می انجامند (3) باورهای ضد اجتماعی که باعث می شود افراد گروه های اجتماعی خویش را نابود کنند (4) باورهای غیر واقع بینانه که به تحریف واقعیت منجر می شوند و (5) باورهای متعارض که از مقدمات (صغری و کبری های) غلط سرچشمه می گیرند.

الیس (1974) درباره اینکه درمان عقلانی – عاطفی چیست و چه نیست، به نکات زیر اشاره می کند:

1- اضطراب احساسی «غیر عقلانی» نیست، بلکه احساسی ناسازگارانه است که عمدتاً از تصورات غیر منطقی ناشی می شود.

2- درمان جویان تقریبا تماما مسئول تصورات خود و در نتیجه مسئول احساسی هستند که پیدا می کنند.

3- این درمان جویان هستند که به اراده خود تصورات غیر عقلاین و در نتیجه احساس های متعاقب آن را در خویش پدید می آورند، نه محیط دور و بر یا شرایطی که در آن قرار دارند. و همین افراد هستند که خود می توانند تصوراتشان را تغییر دهند.

4- افراد را به دلیل آنکه تصوراتی غیر عقلانی دارند و احساساتی نامناسب یا رفتارهایی خود ویرانگر بر می گزینند، مورد شماتت و انتقاد قرار ندهید یا بی اعتبار و محکومشان نکنید.

5- درمان جویان را تشویق کنید مطلق اندیش نباشند و بایدها را از اندیشه هایشان بزدایید. هیچ چیز مطلق وجود ندارد.

6- درمانگران هیچ گاه به طور قطعی مشخص نمی کنند آیا تصورات یا رفتارهای درمان جویان منطقی هستند یا غیر منطقی.

واترز (1982، 1998) تفاوت های میان باورهای غیر عقلانی کودکان، نوجوانان و والدین را بررسی کرد. با آنکه او شباهت هایی بین این سه گروه یافت، به این نتیجه رسید که بعضی باورها در یک گروه یا یک گروه دیگر بیشتر دیده می شود. بیشترین وجه تشابه بین این گروه ها هیجان ها و عواطف خود ویرانگر است که در نتیجه باورهای غیر عقلانی افسردگی، اضطراب، خشم و احساس گناه در آنان پدید می آید.

باورهای غیر منطقی معمول در کودکان

1- وحشتناک است اگر دیگران دوستم نداشته باشند.

2- اگر خطا کنم معلوم می شود آدم خوبی نیستم.

3- همه چیز باید آن طور که می خواهم پیش برود، همیشه باید به هر چه می خواهم برسم.

4- دستیابی به همه چیز باید برای من آسان باشد.

5- جهان همه اش باید عدل و داد باشد، و افراد بد یا شرور باید تنبیه شوند.

* *
هیچیک از این حالات های خود، منحصر به هیچ سن خاصی نیستند و حتی یک کودک خردسال دارای حالت های بزرگسالی و والدینی است، همچنان که یک شهروند بالغ نیز می تواند واکنشی کودکانه ابراز کند.

برای دیدن لیست تمام مطالب مربوط به این نوشته و فنون مشاوره می توانید اینجا کلیک کنید 

Related posts:

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

* Copy This Password *

* Type Or Paste Password Here *

*