روان شناسی فردی آدلر

نیاز به موفقیت

میل شدید افراد به موفقیت در زندگی، یعنی راههایی که مردم قدرت و اعتبار را می جویند و به دنبال هدف هایی هستند که در جامعه مطلوب و مقبول اند، موضوعی بود که آدلر را بسیار تحت تأثیر قرار داده بود. آدلر بیش از هر چیز به بررسی مشکلات رقابت، جاه طلبی های فرومانده، احساس تنفر و دشمنی و انگیزه برای تلاش و مقاومت یا تسلیم شدن و کوتاه آمدن علاقه داشت. آدلر در کارهای بالینی خود به تدریج به جای توجه جدی به پیشینه روانی جنسی درمان جویان به بررسی الگوی موفقیت ناکامی یا شیوه زندگی آنان پرداخت. اصطلاح شیوه زندگی که آدلر به کار می برد، بر جهتی که فرد حرکت می کند، تأکید دارد. تحلیل شیوه زندگی عبارت است از ارزیابی واکنش هایی که کودکان از روی عادت در برابر ناکامی، قبول مسئولیت و موقعیت هایی که به ابتکار عمل نیاز دارد، نشان می دهند.

هدف های رفتار

در روان شناسی فردی آدلر، بر ماهیت هدفمند رفتارها و تلاش های انسان تأکید می شود. هر رفتاری، از جمله هیجان های فرد هدفمند هستند. بر اساس نظریه آدلر، مسئله علت یا سبب رفتار نیست، بلکه تعیین آن چیزی است که کودکان قصد انجام دادن آن را در جهان واقعی یا در ذهنشان دارند. هر رفتاری در طول زمان استمرار نخواهد یافت، مگر آنکه برای کودک ثمری داشته باشد. بزرگترها با بررسی پیامدهای رفتار کودکان می توانند هدف های آنان را تعیین کنند. به اعتقاد آدلر، تلاش برای نرینگی آرمانی، زندگی هر فردی را هدایت می کند. آدلر همان چیزی را توصیف می کند که هورنای (1950) آن را تلاش روان رنجورانه برای شهرت می نامد: مشخصه افراد روان رنجور هدف غیر واقع بینانه آنان برای نثل به نرینگی و سلطه است که می کوشند به آن دست یابند. آدلر همچنین با تأکیدی که بر تأثیر عوامل اجتماعی و نیز فطری بر شیوه زندگی فرد می کرد. از روانکاوان پس از خود هم سبقت جست. در نظر آدلر، اصطلاح روان شناسی فردی بر وحدت شخصیت تأکید می کرد و این در تقابل با تأکید فروید بر غرایزی است که در همه مردم به طور مشترک وجود دارند. هر فرد شیوه زندگی خود را بر پایه کنش های متقابل بین وراثت و محیط بنا می کند. سنگ بنای زندگی هر فرد و سازگاری که هر فرد در زندگی پیدا می کند، به گونه ای پی افکنده می شود که او زندگی را درک می کند.

شیوه زندگی

آدلر  معتقد بود رفتار هر شخص را باید از دیدگاهی کل گرایانه مورد بررسی قرار داد. کودکان معمولاً در 4 یا 5 سالگی درباره زندگی و اینکه چگونه می توان با مشکلات زندگی به بهترین شکل کنار آمد، به نتیجه گیری هایی کلی دست می یابند. آنان نتیجه گیری هایشان را بر دریافت های جانبدارانه خودشان از رویدادها و تعاملاتی که در اطرافشان اتفاق می افتد، بنا می کنند و بدین ترتیب شالوده سبک زندگی خود را می گذارند.

*

فرويد معتقد بود رويا فرد را در برابر رنج و الم محافظت مي كند و شوخ طبعي باعث شعف و رضايت خاطر او مي شود وقتي فرد در خواب است. فعاليت دفاع هايي كه اميال را به ذهن ناهشار واپس مي رانند ضعيف تر مي شود و خواهش هاو احساسات ممكنوع شده فرصت مي يابند به صورت رويا متجلي شوند فرويد رويا را سر راست ترين و نزديك ترين راه براي رسيدن به ذهن ناهشيار مي دانست وظيفه مشاور ان است كه به روياي درمان جو گوش فرا دهد و با تفسير نمادهاي رويايي او به  وي كمك كند.

روش فرويد رد تعبير رويا آن بود كه بگذارد درمان جو ازادانه درباره محتواي رويايش صحبت كند در نظر فرويد بعضي چيزها در رويا نمادهايي همگاني هستند . براي مثال اتومبيل در روياي فرد معمولا نمايانگر روانكاوي است عدد سه يعني آلت تناسلي مرد، صندوقچه جواهر و پول نماد واژن (مهبل)است ، هلو و دو خواهر دوقلو نماد پستان هاي زنان هستند، جنگل نماد موي شرمگاه است درخت و برج كليسا نماد قضيب هستند و رقص ،سواركاري و پرواز از نمادهاي آميزش يا نزديكي هستند سقوط از بلندي در روياي فرد به ترسي مربوط مي شود كه او از عدول از معيارهاي اخلاقي خويش دارد.

فرويد (1952/1901) معتقد بود هر رويا يك اقرار و يك پيامد جانبي افكار اضطراب آور واپس رانده شده است فرويد معتقد بود كه بسياري از روياها بيانگر تمايلات جنسي ارضا نشده و يا بسياري نيز نمايانگر احساس گناه فراخود و خود تنبيهي هستتند كابوس ها از تمايل به خود تنبيهي نتيجه مي شوند از آنجا كه ما هشيارانه از آنچه بيشتر برايمان ترس انگيز است آگاهي داريم براي تنبيه خودمان آن را در كابوس هاي خويش قرار مي دهيم.

كنش پريشي كنش پريشي يا لغزش هاي فرويدي اشتباهاتي بي زيان و از نظر هشياري موجه تلقي مي شوند اما با همين لغزش هاست كه نهاد بعضي از آنچه را كه در ناهشيار است به درون هشيار مي آورد . مشاور هنگامي كه با درمان جو صحبت مي كند بايد خيلي مراقب باشد كه حتي لغزش هاي زباني درمان جو را نيز ناديده نگيرد طرفداران نظريه فرويد معتقدند كه اصولا چيزي به نام خطا يا اشتباه وجود ندارد در نظريه فرويدي ها هر كاري كه مي كنيم حتي فراموش كردن نام يك شخص و بريدن انگشت هنگام سيب زميني پوست كندن مي تواند انگيزه اي نا هشيارانه داشته باشد روانكاو بايد همه اين اشتباهات ناهشيارانه را ثبت كند و برايشان الگويي هشيارانه تهيه نمايد.

شوخ طبعي . لطيفه ، بازي با كلمات و طنز همگي ابزارهاي قابل قبولي هستند براي آنكه اميال يا خواهش هاي بخش ناهشيار بتوانند به سطح هشيار بيايند آنچه اسباب خنده ما مي شود بازگو كننده افكار دروني و واپس رانده ذهن ماست بر اسا نظريه روانكاوي يكي از جادوهاي شوخ طبعي آن است كه به طور همزمان  افكار واپس رانده شده دروني را پنهان مي كند و اشكار مي سازد افكار واپس رانده شده كه با شوخ طبعي به سطح مي ايند معمولا يا از نهاد سرچشمه مي گيرند يا از فراخود از آنجا كه معمولا اين افكار جنسي هستند كه واپس رانده مي شوند بسياري از لطيفه ها نيز مضمونشان جنسي است، يا چون معمولا افكار پرخاشگرانه معمولا واپس رانده مي شوند با هزل يا هجو و  بذله گويي ابراز مي شوند.

در اينجا نيز مشاور بايد به دنبال يافتن الگوهاي اين شوخ طبعي ها و مضمون آنها باشد در نظر درمان جو چه چيزي مضحك و خنده دارد است؟ حس شوخ طبعي درمان جو با چه الگويي از ذهن ناهشيار او تناسب و هماهنگي دارد؟

 

برای دیدن لیست تمام مطالب مربوط به این نوشته و فنون مشاوره می توانید اینجا کلیک کنید 

Related posts:

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

* Copy This Password *

* Type Or Paste Password Here *

*