برنامه های تقویت

برنامه های تقویت

تغییر توازن میان پیامدهای مثبت و منفی مستلزم انتخاب انتخاب یک برنامه تقویت است . برای فراگیری و تثبیت یک رفتار جدید  می توان از دو برنامه تقویت استفاده کرد » متوالی و متناوب             ( به بنکس و تامپسون ، 1995 نگاه کنید ) . استفاده از تقویت متوالی ، یعنی تقویت هر پاسخ موفقیت آمیز ، زمانی بهتر است که رفتار جدید برای نخستین بار است که آموخته می شود .

زمانی که فراگیر رفتار جدید را آموخته است ، تقویت جدید برای نخستین بار است که آموخته  می شود . زمانی که فراگیر رفتار جدید را آموخته است ، تقویت متوالی می تواند خاموش سازی آن رفتار را در پی داشته باشد ، زیرا فراگیر اشباع می شود . در چنین وضعیتی تقویت باید به یکی از چهار شکل متناوب زیر تغییر داده شود : فاصله ای ثابت ، فاصله ای متغیر ، نسبتی ثابت یا نسبتی متغیر .

 

برنامه فاصله ثابت

در این برنامه ، تقویت به دنبال نخستین پاسخ و پس از سپری شدن فاصله های زمانی متغیری ارائه می شود ، فاصله بین  تقویت ها را می توان مثلاً هر 30 ثانیه در نظر گرفت .

 

برنامه فاصله ای متغیر

در این برنامه ، تقویت به دنبال نخستین و پس از سپری شدن فاصله های زمانی متغیری ارائه می شود . برای مثال ، فاصله هامی تواند بین 15 تا 45 ثانیه باشد ، به طوری که متوسط 30 ثانیه در ط/ول چندین پاسخ موفقیت آمیز حفظ شود .

 

برنامه نسبتی ثابت

در این برنامه ، تقویت پس از مثلاً هر 5 ، 10 یا 2 پاسخ صحیح ارائه می شود . تقویت هایی که ارائه می شود ، باید پس از دفعات تعیین شده پاسخ ، ثابت نگه داشته شود ( مثلاً پس از پنجمین پاسخ صحیح تقویت ارائه شود . )

برنامه نسبتی متغیر

در این برنامه ، تقویت بر اساس برنامه ای متغیر ، مثلاً از 5 پاسخ صحیح تا 25 پاسخ صحیح ، ارائه می شود ، به طوری که تعداد متوسط پاسخ ها بین تقویت ها عددی بین 5 تا 25 باشد .

 

 

هدف های مشاوره

هدف نهایی مشاوره رفتاری ، همچون هر روش مشاوره دیگر ، آن است که کودکان بیاموزند  چگونه با تغییر رفتارشان برای بهتر برآورده کردن نیازهایشان مشاور خودشان باشند . هرگونه تغییری را در رفتار ، چه درونی و چه بیرونی ، می توان از طریق مشاوره رفتاری به وجود آورد . تکنیک های خاصی در مشاوره رفتاری وجود دارند که می توان با آنها اضطراب ، هراس ، افکار وسواسی و نیز رفتارهای مشاهده شدنی غیر صحیح را کاهش داد یا از بین برد .

پس از شناسایی مشکل وتوافق  مشاور و کودک بر سر رفتار مطلوب، مشاور می تواند با استفاده از رویه های گوناگونن مشاوره به کودک کمک کند رفتارهای لازم را برای حل مشکل فرا گیرد . هدف نهایی مشاوره رفتاری آن است که کودکان بیاموزند خود برای تغییر رنفتارشان مهارت پیدا کنند ، یا به سخن دیگر ، خود برنامه تقویت خویش را تنظیم کنند ( خودگردانی ) . تشویق کودکان به روی آوردن به تقویت درونی به جای تقویت بیرونی ، یعنی خشنود سازی خود به دلیل رفتار خویش به جای اشتیاق به تأیید دیگران ، غایت مطلوب تری است . مشاوره رفتاری وقتی موفقیت آمیز است که درمان جو قادر شود برای حفظ رفتار دلخواه به جای پاداش بیرونی به پاداش درونی یا رضایت درون برسد . برای مثال ، کودکی که  برای انجام دادن تکالیف منزل در خانه پاداش هایی اضافی دریافت می کند  ، وقتی می بیند به واسطه موفقیت بیشتر در مدرسه و حفظ رفتار دلخواه ، زندگی برایش شیرین تر می شود ، به رضایت درون و خود پاداش دهی می رسد . تقویتی که این کودک دریافت می کند ، تنها از طریق  رسیدن به این نتیجه است که زندگی اش شیرین تر و مطبوع تر شده است . هر چه نمراتش  بهتر می شود ،  متوجه میش ود پدر و مادر بیشتر با او همکاری            می کنند و بیشتر او را تحویل می گیرند . به علاوه ، او در می یابد  معلمان نیز او را برای تلاش هایش بیشتر تحسین می کنند تا آنکه به دلیل دقت و صراحت آن ، با مشاوره سنتی تفاوت دارد ، مشاور رفتاری می کوشد هدف ها را به صورت تغیراتی روشن و صریح در رفتار بیان کند ، نه آنکه آنها را به صورت مفاهیمی ذهنی و فرضی به درمان حو ارائه دهد . کارکرد مشاوره ای عمده ای که برای مشاوره رفتاری در نظر گرفته می شود ، کسب توانایی برای افتراق یا تمیز است ؛ یعنی درمان جو بتواند به موقعیت های گوناگون ( افراد ، گورهها ، مؤسسات و در محیط های مختلف ) پاسخ های متفاوتی بدهد .  در مشاوره رفتاری ، ارزشیابی مستمر تأثیرات هر یک از مداخلات مشاوره ای بر نتایج به دست آمده ، اثر بخشی آن را تعیین می کند .

برای دیدن لیست تمام مطالب مربوط به این نوشته و فنون مشاوره می توانید اینجا کلیک کنید 

 

روش های مشاوره

مشاور هنگام استفاده از روش های مشاوره رفتاری ( BC ) باید تقویت را با سطح رشد کودک و نوع پاداشی که او ترجیح می دهد ، هماهنگ سازد ، رشد اجتماعی ، یک عامل پیشگویی کننده خوب برای تقویت کننده های مؤثر است . کودکان خود محور که در بازی با اسباب بازی ها نمی پسندند . کودکانی که در مرحله پیش عملیاتی قرار دارند دوست دارند با اسباب بازی دلخواه خود تنها بازی کنند یا به بازی هایی بپردازند که در آنها بتوانند همه مقررات را بیشتر تقویت کننده بیابند .

 

تحلیل تبادلی

اریک برن برنستاین پس از اخذ درجه دکتری در طی از دانشگاه مک گیل در 25 سالگی به ایالات متحده مهاجرت کرد و دوره تخصصی در روانپزشکی را در دانشگاه بیل شروع نمود . برن اسال تحلیل تبادلی ( TA ) را در سال 1954 بنیان گذاشت . در آن ایام برن مشغول روانکاوی کپیل میانسال موفقی بود و برای درمان او از اصول کلاسیک فرویدی بهره می جست . در طول یکی از جلسات تا درمان جوی باد شده ناگهان به او می گوید : من یک وکیل نیستم و فقط پسر بچه کوچکی ام . این عکس العمل ، این ایده را در ذهن برن بر انگیخت که در هر یک از ما حالتی از خود کودکی وجود دارد که با حالت های خود والدینی و خود بزرگسالی ملازم است . برن  سپس از آنکه گفته های بیمارانش را که از آنها به عنوان بازی ها یاد می کند ، شنید ، تصمیم گرفت  آنها را در مجموعه ای گردآور . این مجموعه با نام بازی هایی که مردم در آن درگیرند ( 1964 ) به صورت یکی از آثار غیر داستانی که به مدت دو سال یکی از پر فروش ترین کتاب ها بود عرضه شد .

گروهی از طرفداران کتاب برن معتقد بودند برن با این اثر مجموعه از تبادلات اجتماعی به همراه توضیحات و ادعاعای تازه را مطرح کرده است .

 

سرشت انسان و نظریه مشاوره

دو موضوع سرشت انسان و نظریه مشاوره با هم در این مورد توجه قرار گرفته اند ؛ زیرا نظریه مشاوره TA را اساساً می توان همان توصیف شخصیت انسان تلقی کرد .

برن درباره سرشت انسان دیدگاهی مثبت داشت . او معتقد بود هر کودک شاهزاده به دنیا می آید اما خیلی زود والدین وی و محیط ، او را به موجودی پست تبدیل می کنند . در نظر برن ، هر فرد بالقوه این توانایی را دارد تا دوباره شاهزاده شود به شرط آنکه درس هایی را که از تحلی تبادلی       می گیرد ،  بیاموزد و آنها را در زندگی شخصی خود به کار بندد . برن اعتقاد داشت سال های اولیه  و قبل از رفتن به مدرسه ، سناریوی زندگی خویش  را تدوین می کنند و این حس که در زندگی                      (( خوب ))   باشند یا (( بد )) در آنان پرورش می یابد به اعتقاد برن ،، زندگی کردن بسیار ساده است اما مردم تا آنجا به اضطراب  و نگرانی خویش  دامن می زنند که برای خود مذاهب ،             سرگرمی ها و بازی هایی را می آفرینند . همین مردم از این گله می کنند که زندگی چقدر دشوار است و حال آنکه خود مصرند که زندگی را از این هم سخت تر کنند . زندگی یعنی سلسله تصمیم بگیرند و مشکلات خود را حل کنند .

شیهن (1995 ) درباره سرشت انسان و این دیدگاه که من (( خوب هستم ، تو خوب هستی )) تا این اندازه مثبت نمی اندیشد . او دردهه 1990 عبارت (( من خوب هستم ، تو خوب هستی )) را این گونه تغییر داد : (( من نفهم هستم ، تو هم نفهم هستی . درستش این است )) در واقع ، به اعتقاد شیهن این معنا که آدم های نفهم همیشه در میان ما بوده اند و تا ابد هم خواهند بود ،        می تواند  تعبیر درست تری باشد . با این حال شیهن هیچ گاه این نگرانی را پنهان نمی کرد که چرا در یک جامعه افراد زورگو را باید  آدم هایی منصف دانست که تنها از عزت نفس بی بهره اند ، یا افراد رذل را باید کسانی به شمار آورد که دیگران ، آنها را درک نمی کنند و نیز درغگوها را افرادی بدون اعتماد بنفس و کسانی که نمایش در می آورند تلقی کرد . در نظر او ، این گونه آدم ها ، افرادی نفهم هستند .

نظریه TA درباره سرشت انسان و روابط بین انسان ها از داده هایی منتج می شوند که با چهار نوع تحمیل جمع آوری می گردند :

  • تحلیل ساختاری ، که در آن شخصیت یک فرد تجزیه و تحلیل می شود .
  • تحلیل تبادلی که به آنچه افراد با هم می کنند و به هم می گویند ، می پردازند .
  • تحلیل سناریو ، که به ماجراهای و نمایش های خاصی در زندگی می پردازد که افراد بی اختیار از آنها لذت می برند .
  • تحلیل بازی ، که در آن تبادل های پنهانی که به یک نتیجه می انجامند ، تجزیه و تحلیل می شوند .

 

تحلیل ساختاری

در توضیح دیدگاه TA در باره  سرشت انسان و دشواری هایی که آنان در زندگی خود نبا آنها مواجه می شوند ، اولین گام ان است که با تحلیل ساختاری شخصیت شروع کنیمن . شخصیت هر فرد را می توانیم به سه منبع جداگانه و متمایز که رفتار از آنها سر چشمه می گیرد ،  تقسیم کنیم . این سه منبع عبارتند از حالت های خود : حالت خود والدینی ، حالت خود بزرگسالی و حالت خود کودکی . حالت های خود بیانگر خالت های واقعی شخص هستند که اینک وجود دارند یا زمانی وجود داشته اند و هرکدام هویت خاص خود را دارند . بنابر این، نعرض هایی که بین آنها  وجود دارد  ، اغلب موجب بی ثباتی و نیز انعطاف پذیری در افراد می شود .

حالت های خود والدینی ، بزرگسالی  و کودکی که برن مطرح کرده است مفاهیمی همچون فراخود ، خود نهاد نیستند که فروید به آنها اشاره  داشته است ، بلکه پدیده هایی هستند که بر واقعیت های علمی استوارند . این پدیده ها هر یک نمایانگر الگوهای حرکتی و کلامی رفتار ، احساس مبتنی بر هیجان ها و تجربیاتی هستند که افراد در سالهای اولیه مزندگی خود مشاهده و ادراک می کنند . حالت های خودوالدینی برای استفاده در دسترس هستند در نظریه فمروید ، جنبه والدینی شخصیت ، توصیه ها ، طرز برخوردها و رفتارهایی را شامل  می شود که عمدتاً والدین یا بزرگترهایی که سرپرستی فرد را به عهده داشته اند ، در ذهن او حک کرده اند . در واقع ، این بخش از شخصیت فرد برنامه ضبط  شده ای از تذکرها ، ستورها ، تنبیه ها ، تشویق ها و چیزهای دیگر است که وی در سال های نخت زندگی تجربه کرده است والدین بسته ، به موقعیت می تواند دو نگرش متفوات را در فرد بر انگیزد : 1- دهنیتی که فرد از پدر یا مادر در نقنش پرورش دهنده و حامی دارد که به شکل رفتاری حمایتگرانه یا محبت آمیز بروز می کند  2- ذهنیتی که فرد از انتقادهای پدر یا مادر خود دارد که به شکل انتقاد ، کنترل و تنبیه بروز می یابد . خود والدینی احساس و رفتاری ار در شما بر می انگیزد که منعکس کننده نقش تربیتی آنان است . خود والدینی شما انعکاس نقش پدر و مادر در وجودتان است ، به شما تحکم می کند : (( باید این کار را بکنی )) یا        (( نباید  این کار را بکنی )) ، (( توباز هم بچه هستی )) ، یا (( جای زن در خانه است )) خود والدینی که می خواهد کنترل را در دست داشته باشد  و از موضع بر حق مبودن تحکم         می کند ، همواره  از جایگاه برتر و مرجع عمل می نماید ، اما خود والدینی این وظیفه را نیز دارد که به خود کودکی درون شما مهر بورزد ، آن را زیر بال و پر خود بگیرد و به آن احترام بگذارد .

 

 

Related posts:

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

* Copy This Password *

* Type Or Paste Password Here *

*